27 - پدر هيچكدام از مهاجران جز ابو بكر مسلمان نشد
ابن منده و ابن عساكر از زبان عايشه آوردهاند كه گفت : پدر هيچكس از مهاجران ، مسلمان نشد ، مگر ابو بكر « 1 » .
و محبّ الدين طبرى از زبان واحدى - و البتّه بدون سند درست و پيوسته - از زبان علىّ بن ابى طالب آورده است كه دربارهء ابو بكر گفت : پدر و مادر وى اسلام آوردند و جز او هيچيك از مهاجران صحابه را اين فضيلت دست نداد كه پدر و مادرش اسلام آورند « 2 » .
اين گزارش را قرطبى نيز آورده است « 3 » .
گروهى از متأخّرين - مانند شبلنجى و امثال او - نيز اين حديث را گرفته و آن را از جملهء مناقب ابو بكر كه مورد اتّفاق است شمردهاند .
امينى گويد : ما زبان على و عايشه را پاكتر از آن مىشماريم كه به گفتن چنين دروغى آشكار باز شود كه تاريخ بر خلاف آن گواهى مىدهد و سرگذشت صحابهء مهاجر ، آن را تكذيب مىنمايد و تنها دوستى پنهان در دلها بوده كه گزارشگران اين دروغ را كر و كور كرد تا سخنى را كه در لابهلاى كتابها آمده نشنوند ، در گفتار خود از ميانهروى به دور افتند و بىآنكه پروايى از سرانجام سخن خويش بدارند در برتر خوانيها به دندهء گزافگويى افتند . آيا دانش ايشان به همين اندازه است يا دانسته و آگاهانه بر خدا دروغ مىبندند ؟
چنانچه ابن هشام آورده : بنى مظعون كه تيرهاى از بنى جمح بودند و بنى جحش بن رئاب كه هم پيمان امويان بودن و بكيريان كه تيرهاى از بنى سعد بن ليث - همپيمانان بنى عدى بن كعب - بودند همگان با داراييها و كسان خود به مدينه مهاجرت كردند و در خانههاشان در مكّه بسته شد و كوچيدن ايشان كار را به آنجا رساند كه هيچكس در خانههاشان نماند . اكنون آيا اين همه خاندانهاى بزرگ و پرجمعيّت ، همهء زنانشان بيوه و نازا بودند ؟ يا هيچيك از فرزندانشان همسر و پدر و مادرى نداشتند ؟ يا همهء پدرانشان مردانى بىفرزند بودند ؟ خدا دوستى را از ميان ببرد كه چگونه آدمى را كور و كر
هامش
( 1 ) . تاريخ الخلفاء ، سيوطى 73 .
( 2 ) . رياض النضرة : 1 / 47 .
( 3 ) . تفسير قرطبى : 16 / 194 .