تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
سالخورده‌ترين ياران پيامبر بوده است . و به گفتگو در پيرامون كيفر دشمنان ابو بكر و عمر نمىپردازم و اينكه چرا بايد حتى بيش از عذاب كسى باشد كه در برابر خداى پاك گردنكشى و سرپيچى نموده با او كينه ورزيده و از فرمان وى سر تافته و از كسانى است كه تا روز وقت معين مهلت يافته و بندگان خدا را گمراه مىسازد و از راه راست به‌در مىبرد . و در اين هم‌چون و چرا نمىكنم كه چون درست مىنمايد كه ابليس از عذابى كه براى دشمنان آن‌دو آماده شده به خدا پناه مىبرد ؟ مگر خود ؛ آن‌دو را دوست مىدارد ؟ اگر آرى ، براى چه ؟ يا مگر به‌گونه‌اى كه همهء ايمان آوردگان به خدا را دشمن مىدارد آن‌دو را نيز دشمن مىدارد ؟ پس دعا براى چه ؟ و چه فايده‌اى براى او دارد با اينكه خود از كيفر دشمنان آن‌دو آگاه است و خود آن‌دو را دشمن مىدارد و هميشه مردم را به دشمنى با آن‌دو تشويق مىنمايد . خامه‌ام نيز به‌سوى آن دوات شيشه‌اى كه سند آن ارمغان پندارى به آن نگاشته شده دراز نمىشود مبادا بشكند و امّت مسلمان از آن توشهء گران بىبهره بماند . و از گزارشگران آن سخنان خنده‌آور نمىپرسم كه آن همه گواهيهايى كه خدا و امين وحى او و ميكائيل و اسرافيل و حاملان عرش نموده‌اند براى چه بوده و خداى پاك را چه نياز كه در نوشتن آن سند چنان محكم كارىها و احتياط نمايد و چه اهميتى داشته كه خدا آن را پيش خود نگه دارد تا ابو بكر و عمر در روز قيامت به آنچه گفته‌اند وفا كنند . و نمىگويم كه چرا پيشوايان و حافظان حديث اين منقبت بزرگ ابو بكر را تا روزگار عبيدى مالكى - قرن يازده - ياد نمىكردند با آنكه در لابه‌لاى آن ؛ هم نويد بزرگى است براى دوستداران آن‌دو پيرمرد و هم راهنمايى امّت است به آنچه رهايى و رستگارى و پاداش ايشان به يك چهارم از كارهاى آن‌دو در آن است و چرا آن همه پاسداران از رساندن اين همه خيرات به مردم دريغ ورزيدند و عبيدى همه را لو داد ؟ من اينها را نمىپرسم ولى اكنون با من بياييد تا معنى آيهء كريمه را كه در اين داستان دربارهء رافضيان شمرده از خود قرآن دربياوريم كه در دو جاى آن وجود دارد :
الغدير ( فارسى ) — صفحة 421 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى