رسول خدا بزرگتر از من است و من سالمندتر از او « 1 » .
32 - قردة بن نفاثة سلولى ، پيرمردى سالمند بود كه مسلمانى گرفت و بر روى هم 150 سال بزيست . سرودههايى هم دارد و از آن جمله :
- جوانى آشكار شد و من در دل خود اهميتى به آن ندادم و اكنون اسلام و پيرى باهم روى آور شدهاند « 2 » .
33 - لبيد بن ربيعة بن عامر كلابى جعفرى ، ( م 41 ) در سن 160 يا 157 يا 140 سالگى درگذشت « 3 » .
34 - لجاج غطفانى ، در 70 سالگى بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درآمد و روى هم 120 سال بزيست « 4 » .
35 - مستوعز بن ربيعة بن كعب ، از سواركاران عرب در روزگار جاهليت بود كه تا روزگار معاويه بزيست و 320 يا 330 سال زندگى كرد « 5 » .
36 - معاوية بن ثور بكايى ، پيرى سالمند بود كه بهدست پيامبر مسلمان شد « 6 » .
و در زندگىنامهء وى آمده كه آن روز 100 سال داشت .
37 - منقذ بن عمرو انصارى ، چنانچه در اسد الغابة آمده وى در حيات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به 130 سالگى رسيد .
38 - نابغهء جعدى ، دويست سال از عمر خود را در روزگار جاهليت بهسر برد و در 230 يا 225 سالگى درگذشت ، اين سرودهها هم از اوست :
- آيا اسديان نمىپندارند كه من پدر فرزندان و بسى سالخورده و نابود شدنىام ؟
- كيست از حال من بپرسد ؟ كه من از همان روزگار كودكىام از جوانمردان بودهام .
- صد سال از تولد من مىگذرد و پس از آن هم ده سال و دو سال ديگر
هامش
( 1 ) . همان : 3 / 221 .
( 2 ) . همان : 3 / 231 .
( 3 ) . همان : 3 / 326 .
( 4 ) . همان : 3 / 328 .
( 5 ) . همان : 3 / 492 .
( 6 ) . همان : 1 / 156 .