خفتيم تا يكسوم شب گذشت و از ميان بارهايمان براى وعدهاى كه با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله داشتيم بيرون شديم تا در درهاى نزديك عقبه فراهم آمديم ، ما 73 نفر بوديم ، و دو زن از زنان ما نيز همراه ما بودند : امّ عماره نسيبة بنت كعب و امّ منيع اسماء بنت عمرو .
گفت : پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به سخن پرداخت قرآن خواند و ما را بهسوى خدا دعوت كرد و به اسلام آوردن تشويق فرمود و سپس گفت : از شما دست فرمانبرى مىگيرم كه در برابر هرگزندى كه فرزندان و زنانتان را در برابر آن پاسدارى مىكنيد از من پشتيبانى كنيد . براء بن معرور دست او را بگرفت و سپس گفت : آرى ، سوگند به آنكس كه ترا براستى برانگيخت ! از هرگزندى كه همسران خود را در برابر آن پاسدارى مىكنيم ترا نيز پشتيبانى مىكنيم . اينك اى رسول خدا دست فرمانبرى از ما گير كه ما به خدا مردان جنگ و زره هستيم و اين پيشه را بزرگمردانه از بزرگمردان پيشين به ارث بردهايم . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : دوازده تن مهتر از ميان خويش بهسوى من بيرون فرستيد تا براى گروه خويش در آنچه پذيرفتهاند نماينده باشند . پس 12 مهتر از ميان خويش بيرون فرستادند .
نه تن از خزرجيان و سه تن از اوسيان بدين شرح :
1 - ابو امامه اسعد بن زرارهء خزرجى
2 - سعد بن ربيع بن عمرو خزرجى
3 - عبد اللّه بن رواحة بن امرء القيس خزرجى
4 - رافع بن مالك بن عجلان خزرجى
5 - براء بن معرور بن صخر خزرجى
6 - عبد اللّه بن عمرو بن حرام خزرجى
7 - عبادة بن صامت بن قيس خزرجى
8 - سعد بن عبادة بن دليم خزرجى
9 - منذر بن عمرو بن خنيس خزرجى
10 - اسيد بن حضير بن سماك اوسى
11 - سعد بن خيثمة بن حرث اوسى
الغدير ( فارسى ) — صفحة 382
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٨٢