تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
12 - رفاعة بن عبد المنذر بن زنبر اوسى كه گاهى به‌جاى او ابو الهيثم بن تيهان را ياد كرده‌اند . پس رسول خدا به مهتران گفت شما همان‌گونه ضامن آنچه قومتان پذيرفته‌اند هستيد كه حواريان براى عيسى بن مريم ضامن شدند . من نيز بر قوم ضامن هستم - يعنى بر مسلمانان - . ايشان گفتند : آرى . عبّاس بن عبادة بن نضلهء انصارى گفت : اى گروه خزرج ! آيا مىدانيد براى چه برنامه‌اى دست فرمانبرى به اين مرد داده‌ايد ؟ گفتند : آرى . گفت : شما با او بيعت كرده‌ايد كه ( براى پيشبرد دينش ) با هرمردمى ( كه مخالف او بودند ) از سياه‌پوست و سرخ‌پوست بجنگيد . اگر چنان مىبينيد كه چون در راه او بلايى بر سر دارايىتان آمد و آن را كاهش داد و بزرگانتان كشته شدند آنگاه بر خلاف ميل او ، وى را به‌آشتى وا مىداريد از هم اكنون بگوييد زيرا به خدا اگر چنين كنيد رسوايى دنيا و آخرت گريبانگير شما است و اگر چنان مىبيند كه همان‌گونه كه او را دعوت كرده‌ايد براى كاهش دادن در داراييها و قربانى دادن بزرگان خود با او روبرو شده‌ايد به خدا كه اين برنامه ؛ نيكويى دنيا و آخرت را در بر دارد . گفتند : اى رسول خدا ! اگر ما بلاى كاهش داراييها و كشته شدن بزرگان خويش را آسان گيريم در برابر آن ، چه خواهيم يافت ؟ گفت : بهشت . گفتند : دستت را دراز كن . پس دست بگشود و همه دست فرمانبرى به او دادند . عبّاس بن عباده به او گفت : سوگند به خدايى كه ترا براستى برانگيخت ! اگر خواهى فردا با شمشيرهامان بر سر آنان كه در منى گرد آمده‌اند خواهيم تاخت . گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : دستور چنين كارى ندادم ، ولى اكنون برگرديد به‌سراغ خانه‌هاتان . پس ايشان به‌خوابگاه‌هاشان برگشتند و چون به‌مدينه برگشتند اسلام را در آنجا آشكار ساختند . البتّه در ميان قوم ايشان كسانى از پيران و بزرگان بودند كه بر همان دين بت‌پرستى خود مانده بودند . امّا كسانى كه بار دوم در عقبه با پيامبر بيعت كردند 73 مرد بودند و 2 زن ؛ بدين‌شرح : 1 - اسيد بن حضير ( بزرگ قوم ) 2 - ابو الهيثم بن تيهان ( بزرگ قوم )