تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
51 - عمرو بن غنمة سلمى 52 - عبد اللّه بن انيس سلمى 53 - خالد بن عمرو سلمى 54 - عبد اللّه بن عمر ( بزرگ قوم ) 55 - جابر بن عبد اللّه سلمى 56 - ثابت بن ثعلبه سلمى 57 - عمير بن حارث سلمى 58 - خديج بن سلامة بن فرافر 59 - معاذ بن جبل خزرجى 60 - اوس بن عباد خزرجى 61 - عبادة بن صامت ( بزرگ قوم ) 62 - غنم بن عوف خزرجى 63 - عبّاس بن عبادة خزرجى 64 - ابو عبد الرحمن بن خزرجى 65 - عمرو بن حرث خزرجى 66 - رفاعة بن عمرو خزرجى 67 - عقبة بن وهب جشمى 68 - سعد بن عبادة ( بزرگ قوم ) 69 - منذر بن عمرو ( بزرگ قوم ) 70 - عوف بن حارث انصارى 71 - معوذ بن حارث انصارى 72 - عمارة بن حزم انصارى 73 - عبد اللّه بن زيد مناة خزرجى

ماجراى هجرت

چون قريش در برابر خداى عزّ و جلّ راه سركشى در پيش گرفتند و آن نيكويى را كه بر ايشان خواسته بود نپذيرفتند و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را دروغگو شمردند و پرستندگان او از يكتاپرستان و تصديق‌كنندگان پيامبرش و چنگ زنندگان به‌كيش وى را شكنجه دادند و آواره كردند . آنگاه بود كه خداى عزّ و جلّ به رسولش صلّى اللّه عليه و آله اذن داد تا به پيكار برخيزد . پس اين آيه نازل شد : كسانى كه چون ستم‌ديده‌اند نبرد مىكنند اجازه دارند و سپس نيز اين آيه : با ايشان پيكار كنيد تا آشوبى در ميان نبوده و دين براى خداوند باشد . چون خداى تعالى پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله را اجازهء جنگ داد و اين گروه از انصار هم او را پيروى كردند كه در راه اسلام و يارى او و پيروانش با او باشند و كسانى از مسلمانان نيز به پناه ايشان شتافتند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله يارانش را بفرمود تا آن كسان از قوم خودش و همراهانشان كه از مسلمانان مكّه بودند و سپس در جرگهء مهاجران درآمدند همه به مدينه