در روزى كه همگان او را به سوى آخرين خانهاش مشايعت مىكردهاند . دراينحال بايد همگان در نقل آن همداستان باشند و آن ندايى را كه از قبر شريف شنيدند از همان زمان تا پايان روزگار بيان كنند زيرا در آن روز بر چشمها پرده كشيده بودند نه گوشها سنگين بود و نه زبانها لال ، ولى افسوس كه هيچكس به بازگويى آن لب تر نكرد و اين هم علتى نداشت ، مگر آنكه چنان كرامتى اصلا روى نداده بود ، نه در گشوده شده بود و نه قفل افتاده بود و نه ندايى در كار بود و « دوست را بر دوست وارد كنيد كه دوست مشتاق دوست است » سخنى است زاييدهء گزافگويى در فضيلت تراشى كه از روح صوفيانهء آفرينندهء آن روايت خبر مىدهد . آرى :
- نه هركه به ديدار كوى محبوب شتافت آوايى از ساكنان آن مىشنود كه هان ! ديداركنندهء ما خوشآمدى !
اين كرامت درهم بافتهء ساختگى را رازى و آيندگان او - بدون ياد از سند درست براى آن - آورده و آن را مسلم شمرده و آن را دستاويزى بر فضايل ابو بكر گردانيدهاند بىآنكه از نقطه ضعفهاى موجود در سند روايت خبرى داشته و يا آنها را مهم شمرند ولى ابن عساكر كه سند آن را آورده ميانجى او ابو طاهر موسى بن محمّد بن عطاى مقدسى است و او از عبد الجليل مدنى و او از حبهء عرنى . آنگاه خود گويد : اين حديثى انكارپذير است ، زيرا ابو طاهر دروغساز بوده و حال عبد الجليل هم معلوم نيست و در لسان الميزان نيز اين خبر را باطل شمرده است « 1 » .
ابو زرعه و ابو حاتم نيز ابو طاهر مقدسى را دروغساز شمردهاند و نسايى مىگويد :
مورد وثوق نيست . و ابن حبان گويد : نقل حديث از وى روا نيست چون حديثساز بوده و ابن عدى گويد : حديث دزد بوده و عقيلى گويد : احاديثى ساختگى و باطل از زبان ميانجيان مورد اعتماد باز گفته و حديث وى انكاربردار است ، و منصور بن اسماعيل گويد : او گزارشهاى دروغ به مالك مىبسته « 2 » .
هامش
( 1 ) . لسان الميزان : 3 / 391 .
( 2 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 5 / 231 .