تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
« اينك » و در اين قرآن مىدهد سازگار نيست . گذشته از آنكه قرطبى گفته چنان سخنى با گفتار بزرگان ملّت ناسازگار است و هم قرطبى گفته اين سخن موجه نيست زيرا معلوم است ابراهيم نبوده كه در قرآن اين امّت را ، « مسلمان » نام نهاده است . و ابن عبّاس گفته : خدا پيشتر در نامه‌هاى گذشته و اكنون در همين قرآن شما را مسلمان نام نهاده - مجاهد ، عطاء ، ضحّاك ، سدى ، مقاتل ، قتاده ، و ابن مبارك نيز بر همين‌اند - . و قرائت ابى ابن كعب خدا شما را مسلمان نام نهاده ، نيز كه در كتب مختلف آمده نشانه‌اى بر درستى سخن ابن عبّاس است « 1 » . رازى هم در تفسير خود درستى آن را دور ندانسته و گفته چون خداى تعالى گفته : « تا پيامبر ، گواهى بر شما باشد و شما گواهانى بر مردم » و به اين‌گونه روشن ساخته است كه براى همان هدف ، ايشان را چنان نامى نهاده و اين جز بر خدا سزاوار نيست . ابن كثير هم در تفسير خود « 2 » آن را درست شمرده و گفته چون خداى تعالى گفته « او شما را برگزيد و بر شما در دين هيچ‌گونه سختى ننهاد » سپس آنان را تشويق و ترغيب كرده است به پذيرفتن آنچه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آورده به اين‌گونه كه آن را آيين پدرشان ابراهيم شمرده و آنگاه نيكيهاى خويش را دربارهء اين امت به اين‌گونه يادآور شده كه در روزگاران پيشين و گذشته نيز در نامه‌هاى پيامبران كه بر دانايان يهود و ترسايان خوانده مىشد نام و ستايش آنان را با آوازه‌اى بلند آورده ، و سپس گفته : او است كه پيش از اين - يعنى پيش از اين قرآن - و هم در اين قرآن ؛ شما را مسلمانان ناميده . از آنچه گفته شد ارزش فلسفه‌بافيهاى عجلونى هم ملعوم مىشود ، زيرا وى پنداشته است كه چون ابراهيم بوده كه « مسلمانان » را اين نام نهاده پس جاى پدرشان است و اين هم بىپايه است و گرنه لازم مىآيد هركس ديگرى را نامى نهاد به‌جاى پدرش باشد با اينكه مسلما چنين نيست ، البتّه خداوند ابراهيم را پدر مسلمانان ناميده زيرا او پدر رسول
هامش
( 1 ) . تفسير بيضاوى : 2 / 112 ؛ الكشاف ، زمخشرى : 2 / 286 ؛ تفسير ابن جزى كلبى : 3 / 47 . ( 2 ) . تفسير ابن كثير : 3 / 236 .