او صلّى اللّه عليه و آله چون شيفتهء بهشت مىشد ريش ابو بكر را مىبوسيد « 1 » و همانجا گذشت كه آن روايت از بلندآوازهترين بافتههاى معروفى است كه در اين زمينهها ساختهاند و از افتراهايى است كه - به گفتهء فيروزآبادى و عجلونى - دروغ بودن آنها را عقل هركسى بديهى مىشمارد .
يكى ديگر روايتى است كه عجلونى آورده و براساس آن : ابراهيم خليل و ابو بكر هر كدام ريشى در بهشت دارند ! « 2 »
سپس در مقاصد به نقل از استادش ابن حجر مىنويسد : درست نيست كه در بهشت براى خليل و براى ابو بكر ريشى باشد و اين را در هيچكدام از كتابهاى معروف حديث و بخشهاى پراكنده شدهء آن نيافتم و سپس گويد : بر فرض كه ثابت شود چنين روايتى رسيده فلسفهاى در زمينهء آن بهنظر من مىآيد زيرا اين هردو مرد بهمنزلهء پدر مسلماناناند ( پس بايد ريش داشته باشند ! ) چون خليل بوده كه آنان را مسلمان ناميده و به آنان نيز دستور داده شده كه از ديانت او پيروى كنند و پس از وى هم ابو بكر دومين پدر مسلمانان است زيرا او بوده كه در ورودى مردم را بهسوى اسلام گشوده !
كسى كه امت مرحومه را مسلمان ناميده خداى پاك بوده است چنانچه در اين آيه مىبينيد : چنانكه شايسته است در راه خدا تلاش و نبرد كنيد او است كه شما را برگزيد و در دين هيچگونه دشوارى بر شما قرار نداد - آيين پدر شما ابراهيم است - او پيش از اين و در اين قرآن ؛ شما را مسلمانان ناميده « 3 » .
اگرچه مىتوانيم بگوييم نامگذارى پيشين از ابراهيم بوده ولى نامگذارى كنونى و در قرآن كريم از وى نتواند بود و اين هم كه در ميانه ، يادى از ديانت ابراهيم آمده از آن است كه خداى پاك خواسته نعمتهاى خود را بر امّت بشمارد كه اسلام را قانونى آسان گردانيده كه هيچگونه دشوارى در آن نيست و اين سخن را براى ترغيب ديگران به اسلام آوردن فرموده ، پس اينكه بگوييم ابراهيم آنان را مسلمان ناميده با اين فراز از آيه كه معنى
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 5 / 270 .
( 2 ) . كشف الخفا : 1 / 233 .
( 3 ) . حجّ 22 / 78 .