نوشته مىشود . موقعيت مردم در جنگها متفاوت است و از اين لحاظ برخى بر ديگران برترى دارند پس آنكه بهپيشواز شمشيرها و نيزهها شتافت و در برابر دليران ايستاد بار سنگينترى بر دوش دشمنان نهاده چون - به نسبت كسى كه درگير و دار نبرد ايستاده و به كمك به ديگران اكتفا كرده و خود شمشير نزده اولى - گزند سختترى به دشمن رسانيده است و به همينگونه كسى كه درگير و دار ايستاده و كمك رسانده و خود شمشير نزده ولى در تيررس دشمن ايستاده او رنج بيشترى برده و برتر از كسى است كه در جاى امنترى ايستاده و اگر ناتوانان و ترسوها با عقب كشيدن دست و جنگ نكردن شايستهء رياست بشوند و در اين كارشان همانند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رفتار كرده باشند پس حسان بن ثابت از همهء مردم براى رياست شايستهتر بوده ، زيرا از اين بابت بهرهء بيشترى دارد . و اگر فضيلت على در جهاد را به اين مورد نديده بگيريم كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خود از همه كمتر شمشير زده - البته به پندار جاحظ - در آن صورت فضيلت ابو بكر در انفاقهايش براى خدا نيز ناچيز مىنمايد . چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از همه كم ثروتتر و ( در نتيجه از ديگران كم انفاقتر ) بوده ، تو اگر در كار عرب و قريش بينديشى و اخبار را بخوانى و سرگذشت نامهها را بنگرى مىدانى كه آنان محمّد صلّى اللّه عليه و آله را مىجستند و در طلب او بودند و آهنگ كشتن او را داشتند و چون در اين كار درمىماندند و دستشان به او نمىرسيد ، در طلب على برمىآمدند و به كشتن او كمر مىبستند ، زيرا هم موقعيت او از ديگران به رسول شبيهتر هم نزديكى بيشترى با او داشت و هم سختتر از ديگران از او دفاع مىكرد و آنان هرگاه على را جسته و مىكشتند كار محمّد صلّى اللّه عليه و آله را به ناتوانى كشانده و شوكت او را درهم مىشكستند . چون بالاترين كسى كه در گرفتارىها با نيرو و دليرى و دلاورى و همت خود او را يارى مىرساند على بود . نمىبينى كه در روز بدر چون عتبة بن ربيعه با برادرش شيبه و پسرش وليد از سوى مشركان بيرون شدند . رسول گروهى از انصار را به مقابلهء ايشان فرستاد و آنان چون در پاسخ پرسش مشركان نسب خود را باز گفتند شنيدند كه مىگويند : برگرديد سراغ قبيلهتان ، آنگاه فرياد كشيدند : محمّد ! همگنان ما را كه از قبيلهء خود مانند بهسراغ ما فرست . پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به خويشان نزديكش گفت : « هاشميان !
الغدير ( فارسى ) — صفحة 311
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣١١