و نه كسى در طلب او ، دراينحال چگونه مىتوان مقام و منزلت او را در كنار مقام و منزلت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نهاد ؟ پسرش عبد الرحمن كه در روز احد با مشركان بيرون آمده بود چون ابو بكر وى را ديد خشمناك برخاست و به اندازهء يك انگشت شمشير را كشيد و آهنگ روبرو شدن با او كرد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : اى ابو بكر ! شمشير را در نيام كن و ما را باوجود خويش بهرهمند گردان ، اينكه به او گفت : ما را باوجود خويش بهرهمند گردان تنها براى اين بود كه مىدانست او مرد جنگ و زد و خورد با پهلوانان نيست و اگر پاى به ميدان نهد كشته مىشود .
چگونه جاحظ مىگويد : گام نهادن در جنگ و زد و خورد با همگنان و نابودى پهلوانان مشركان فضيلتى ندارد ؟ آيا اسلام جز با همين برنامهها بنياد نهاده شد و آيا استقرار و پايدارى دين جز با اين كار بود . مگر او نشنيده است كه خداى تعالى گويد : خدا دوست مىدارد كسانى را كه در راه او در صف جهاد پيكار مىكنند و گويى بنيادى استوارند . دوستى خداى تعالى با آنان ؛ همان خواست وى است در ثواب رساندن به آنان پس هركه در اين صف پايدارى بيشترى داشته و كارزار سختترى كرده خدا او را بيشتر دوست مىدارد ، معنى فضيلت هم ثواب بيشتر بردن است . پس نزد خدا ، على عليه السّلام از همهء مسلمانان محبوبتر است ، زيرا او در صف استوار از همه ثابت قدمتر بوده و به اجماع امت هيچگاه نگريخته و هرگز با كسى روبرو نشده ، مگر او را كشته ، گمان مىكنى جاحظ اين آيه را نشنيده كه : خدا مجاهدان را بر كسانى كه نشستهاند با پاداشى بزرگ برترى بخشيده و هم اين آيه : « خدا خريد از مؤمنان ، جانها و داراييهاشان را ( در برابر اين ) كه بهشت از آن آنان باشد ، در راه خدا پيكار مىكنند ، مىكشند و كشته مىشوند اين وعدهء او است كه در تورات و انجيل و قرآن بهعهدهء او محقق است » سپس خداوند در تأكيد اين خريد و فروش گويد : كيست كه به پيمان خود بيشتر از خدا وفا كند پس مژده دهيد خود را در اين سوداگرى كه براستى رستگارى بزرگى است و خدا گفت « چنين است زيرا در راه خدا تشنگى و رنج و گرسنگى به آنان نمىرسد . در جايى كه كافران را بهخشم آرد قدم نمىنهند و بهدشمنى دستبردى نمىزنند مگر بهعوض آن كارى شايسته برايشان
الغدير ( فارسى ) — صفحة 310
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣١٠