سوگند امروز اين شمشير با من از روى راستى رفتار كرد ( كند نشد ) همان روز كه على سپر خود را از آبى كه در گودال بود پر كرد و براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آورد تا بنوشد ، پس خون را از چهرهاش بشست و آب را بر سرش ريخت و فاطمه عليها السّلام پارهاى از بوريا برگرفت و بسوزاند و بر آن نهاد تا خون ايستاد .
آيا دليرترين مردم در هودج بود همانگاه كه آواز جبرئيل فضا را پر كرد .
شمشيرى جز ذو الفقار نيست * و جوانمردى جز على نه
آيا دليرترين مردم در هودج بود روزى كه حسان بن ثابت چنين سرود :
جبرئيل آشكارا آواز داد - در حالى كه گرد و غبار بر نشده بود و مسلمانان پيرامون پيامبر مرسل را گرفته بودند - :
شمشيرى جز ذو الفقار نيست * و جوانمردى جز على نه
آيا دليرترين مردم در روز حمراء الاسد هم در هودج بود ؟ كه حضرت صلّى اللّه عليه و آله با چهرهء زخمى و پيشانى شكسته و دندان شكافته بيرون شد و در حالى كه لب زيرين او از درون خسته و شانهء راستش از ضربهء ابن قميئه درهم كوبيده و پوست دو زانويش كنده شده بود « 1 » .
آيا دليرترين مردم در روز حنين در هودج بود همانگاه كه آتش جنگ افروخته شد و همهء مردم از گرد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گريختند و كسى با او نماند مگر چهار تن ، سه نفر از هاشميان و يكى از ديگران : على بن ابى طالب عليه السّلام و عباس كه اين دو در پيش روى او بودند و ابو سفيان بن حارث مهار مركب او را گرفته و ابن مسعود هم سمت چپ او بود . هيچكس از مشركان آهنگ او نكرد ، مگر كشته شد « 2 » .
آيا دليرترين مردم در روز احزاب هم در هودج بود ؟ كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با ياران خود خاك خندق را حمل مىكرد و گرد و خاك ؛ سفيدى شكمش را پوشانده بود و مىگفت :
- بار خدايا ! اگر تو ما را راه ننمودى ما راه راست را نمىيافتيم . نه صدقه مىداديم و نه نماز مىگزارديم .
هامش
( 1 ) . طبقات ابن سعد ، شمارهء مسلسل 553 .
( 2 ) . السيرة الحلبية : 3 / 123 .