تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
مىخورد و اگر هيچ‌كارى هم نكند براى او همين بس‌كه اگر او بگريزد همهء سپاه هم پايدارى كنند پايدارى ايشان هيچ سودى ندارد و گناه عقب‌نشينى با او است و اگر همهء سپاه كار را به تباهى كشانند و او موقعيت را نگاهدارد پيروز مىشود و دولت از آن او است . اين است كه پيروزى و شكست را جز به او اسناد نمىدهند . پس روشن شد كه روز بدر برترى ابو بكر با ايستادن كنار رسول خدا در هودج بيشتر بوده است از تلاش و نبرد على در آن روز كه پهلوانان قريش را به‌خاك افكند « 1 » .

سخن اسكافى در پاسخ جاحظ

امينى گويد : در پاسخ اين افسانه‌هاى درهم بافته ما نيازى به لب تركردن هم نمىبينيم و اكتفا مىكنيم به پاسخى كه ابو جعفر اسكافى معتزلى بغدادى ( م 240 ) به وى داده و در رد او مىنويسد « 2 » : براستى كه ابو عثمان جاحظ از زبان آورى بهره‌اى يافته هرچند كه از خرد بىبهره مىنمايد ، البته اگر اين سخنان را از روى اعتقاد و به‌جد گفته و تنها به آهنگ بازيگرى و بيهوده‌پرانى نبوده و نخواسته باشد كه با زور ، سخنان شيوا و رسا بر زبان آورده و نيرومندى و زبان درازى و شيواگويى و نيز هوشى و توانايى خود در بگومگوكردن را نمايش دهد ! آيا ابو عثمان نمىداند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دليرترين مردم بود و خود در كام جنگ‌ها فرو رفت و در مواقعى پايدارى نمود كه خرد از كله‌ها پريد و دلها سخت به‌تكان آمد ؟ چنان‌كه در روز احد بايستاد و پس از آنكه همهء مسلمانان گريختند و جز چهار تن - على ، زبير ، طلحه ، ابو دجانه - كسى با وى نماند او به جنگ پرداخت و چندان تيراندازى كرد تا تيردانش تهى شد و سرهاى برگشتهء كمانش بشكست و زه آن گسيخت پس عكاشة بن محصن را بفرمود زه آن را درست كند و او گفت : اى رسول خدا ! زه نمىرسد . گفت : هرطور مىشود برسان . عكاشه گفت : به خدايى كه او را به‌حق برانگيخت ، چندان كشيدم تا برسيد و يك وجب از آن را دور سرهاى برگشتهء كمان پيچيدم و سپس آن را
هامش
( 1 ) . عثمانيه 10 . ( 2 ) . رسائل جاحظ 54 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 3 / 275 .