- آرامشى بر ما فرو فرست و چون به دشمن برخورديم گام ما را استوار دار .
- براستى اينان رفتارى زشت با ما در پيش گرفتند و چون آهنگ آشوب كردند ما نپذيرفتيم « 1 » .
آيا دليرترين مردم در هودج بود روزى كه حضرت صلّى اللّه عليه و آله گفت : ضربهء على بهتر است از عبادت جن و انس و در عبارتى : كار على در كشتن عمرو برتر است از عبادت جن و انس و در عبارتى : روبرو شدن على با عمرو بن عبدود برتر بود از كارهاى امت من تا روز رستاخيز « 2 » .
آرى ، آن مرد - ابو بكر - نمايشى در روز احد داد ، همانگاه كه عبد الرحمن ابن ابى بكر به ميدان آمد ( از جانب مشركانى كه در ميانشان بود ) و گفت كيست با من بجنگد و آنگاه به رجزخوانى پرداخت و گفت :
- و هيچ نمانده است بهجز جنگافزار و اسب و هوار و تيز تك و شمشيرى كه پيران گمراه را نابود سازد .
پس ابو بكر برخاست و گفت : منم آن پير سپس به رجزخوانى پرداخت و گفت :
- هيچ نمانده است مگر كيش و گوهر من و شمشيرى كه با يارى آن سوگندم را انجام دهم .
عبد الرحمن به او گفت اگر تو پدرم نبودى برنمىگشتم .
استدلال به هودج
محاملى گفت : من نزد ابو الحسن بن عبدون بودم و او نويسندهء بدر بود و گروهى نيز نزد او بودند كه ابو بكر داودى و احمد بن خالد مادرايى نيز ميان ايشان بود . پس داستان گفتگويش با داودى را در برترى على و ابو بكر ياد كرده تا آنجا كه نوشته - پس داودى
هامش
( 1 ) . طبقات ابن سعد ، شماره مسلسل 575 ؛ تاريخ ابن كثير : 4 / 96 .
( 2 ) . مستدرك حاكم : 3 / 32 ؛ مواقف ، قاضى ايجى : 3 / 276 ؛ كنز العمال : 6 / 158 ؛ السيرة الحلبية : 2 / 349 - و آنجا سخنى مىبينى در رد ابن تيميه كه اين حديث را رد كرده - هداية المرتاب فى فضايل الاصحاب 148 .