گفت : به خدا ما نمىتوانيم مقامات على را با اين عامه ياد كنيم . گفتم : من به خدا جايگاه او را هم در بدر مىشناسم و هم در احد و خندق و هم در روز حنين و هم در روز خيبر .
گفت : اگر مىشناسى اين سود را براى من دارد كه او بر ابو بكر و عمر پيشوا بدارى . گفتم :
مىشناسم و باتوجه به همانها است كه ابو بكر و عمر را بر او پيشوا مىدارم . گفت :
چگونه ؟ گفتم : از آنجا كه ابو بكر در روز بدر با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در هودج بود و آنجا جاى مهتر و رئيس شمرده مىشد و اگر مهتر و رئيس از ميان برود لشگر شكست مىخورد و على مقام يك جنگجو را داشت كه با از ميان رفتن او لشگر از ميان نمىرود .
اين گزارش را خطيب و نيز ابن جوزى « 1 » آوردهاند و به گمانم كسى كه نخستينبار نوبر اين سخن را آورده و با پيش كشيدن فرضيهء هودج و دست آويز گرفتن آن ، ابو بكر را برتر شمرده جاحظ باشد كه در فشردهء كتاب عثمانيه مىنويسد : بزرگتر دليل كسانى كه على را برتر شمردهاند فرو رفتن او است در كام جنگها و از ميان بردن همگنان و دليران ، كه در اين كار نيز برترى چندانى نيست ، زيرا با شمشير بر سر دليران دويدن و نابودكردن آنان اگر از سختترين محنتها و بزرگترين برترىها باشد و نشانهاى بر رياست و پيشوايى به شمار آيد لازم مىآيد كه زبير و ابو دجانه و محمّد بن مسلمه و ابن عفراء و براء بن مالك چنان فضيلتى داشته باشند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نداشته ، زيرا او خود بهجز يك مرد را نكشت و در روز بدر خود پاى به ميدان ننهاد و با صفوف تازندگان نياميخت ، بلكه بر كنار از ايشان در هودج بهسر مىبرد و ابو بكر هم با او بود و تو مىدانى كه مرد دلير ، همگنان را مىكشد و پهلوانان را بهخاك مىافكند ولى برتر از او در سپاه كسى هم هست كه نمىكشد و نمىجنگد چرا كه رئيس يا همان كسى است كه در كار جنگ بايد از انديشه و نظر او بهره گرفت زيرا رؤسا را وظايفى است كه سايرين ندارند ( رسيدگى به كارها ، حل مشكلات ، گرفتارىهاى بزرگانه ، ادارهء امور ، نظارت بر تشكيلات و پرداختن به ديگر وظايفه خطير ) و نيز رئيس كسى است كه چشم همه در پى او و گردش كار بهدست او است . جنگجويان با نگريستن به او يارى و بينايى مىيابند و دشمن با نام او شكست
هامش
( 1 ) . تاريخ خطيب بغدادى : 8 / 21 ؛ المنتظم ، ابن جوزى : 6 / 327 .