آيا دليرترين مردم در روز خيبر هم در هودج بود ؟ همانگاه كه پيامبر خود پاى به نبردگاه نهاد و هرچه سختتر بجنگيد در حالى كه دو زره پوشيده بود و كلاه خود و زره زيرين آن را هم بر سر داشت و بر اسبى سوار بود به نام ظرب « 1 » و در دست او نيزه و سپرى بود « 2 » .
آيا دليرترين مردم در روز احد هم در هودج بود ؟ همان روز بلا و امتحان كه دشمن توانست خود را به رسول خدا برساند و بهسويش سنگ پرتاب كند تا به دندانش بخورد و در رويش بشكند و لب او را خسته گرداند و خون بر رويش روان شود و او دست بر خون كشد و بگوييد چگونه رستگار مىشوند گروهى كه چهرهء پيامبرشان را از خون رنگين كردند با آنكه او ايشان را بهسوى پروردگارشان مىخواند « 3 » .
آيا دليرترين مردم در هودج بود همان روزى كه به گفتهء على چون مردم در روز احد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را تنها گذاشتند من در كشتگان نگريستم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را نديدم و گفتم به خدا او نمىگريزد و ميان كشتگان هم كه او را نمىبينم . پس خدا براى آنچه كرديم بر ما خشم گرفته و پيامبرش را به آسمان برده و اكنون براى من بهتر از اين كارى نيست كه چندان نبرد كنم تا كشته شوم . پس دستهء شمشير را شكسته و به دشمن حمله بردم تا براى من راه باز كردند و ناگهان رسول خدا را ميان ايشان ديدم . در همان روز بود كه على 16 زخم خورد كه هرزخمى چندان سخت بود كه او را به زمين افكند و هيچكس جز جبرائيل او را بر نداشت « 4 » .
آيا دليرترين مردم در هودج بود همان روز كه رسول خدا در يكى از گودالهايى افتاد
هامش
( 1 ) . از مشهورترين و معروفترين اسبهاى حضرت صلّى اللّه عليه و آله بوده و اين نام را از آن روى بر آن نهادند كه بزرگ يا فربه يا نيرومند و با صلابت بود و يا اين اسم او را به كوه همانند كردند گفتهاند كه آن را فروة بن عمرو جذامى به حضرت صلّى اللّه عليه و آله هديه كرد يا ربيعة بن ابى البراء يا جنادة بن معلى .
( 2 ) . السيرة الحلبية : 3 / 93 .
( 3 ) . سيرهء ابن هشام : 3 / 27 ؛ طبقات ابن سعد شماره مسلسل 549 ؛ تاريخ ابن كثير 4 / 23 ، 29 ؛ الامتاع ، مقريزى 135 ؛ شرح مواهب ، زرقانى 2 / 37 .
( 4 ) . اسد الغابة : 4 / 20 .