- با دورى از شما جدايى روانم از تن گوارا مىنمود و انديشه در دلم برفراز ويرانههايى از كوى آشنايى در گردش بود .
- ابر - از فراز آن - كنار گرفت و پس از حسين عليه السّلام - آن چنان كه بايد - از باريدن و نيكىكردن دريغ داشت .
- پس از همان پيشواى راستين و دخترزادهء پيامبر ، پدر راهبران ، كه بازداشتن مردمان از بدىها با او بود ، و خود سرپرستى است كه كارفرمانروايى را به گردن دارد .
- پيشوايى كه پدرش - مرتضى عليه السّلام - درفش راهنمايى است ؛ و جانشين و برادر و داماد رسول خدا است .
- رهبرى كه آدميان ، پريان ، درندگان بيابان ، پرندگان خشكى و دريا در ماتم او گريستهاند .
- گنبدى سپيد در كربلا دارد « 1 » كه فرشتگان هماره ، به دلخواه خويش ، گرداگرد آن مىچرخند .
- پيامبر دربارهء او سخنى درست و آشكار فرمود كه جايى براى نپذيرفتن نگذاشته :
- پس از من سه ويژگىام تنها به او مىرسد - كه هيچيك از بستگانم - همانند آن را نيابند ، و چه جاى آنكه از زيد و عمرو سخن رود ؟
- آرامگاهى دارد كه خاكش داروى دردمندان است . بارگاهى كه هركس را آسيب رسد پاسخ نياز خود را از آن تواند گرفت .
- زادگانى با چهرههاى بس درخشان كه نه تن از آنان - نه كمتر و نه بيشتر - پيشوايان راستيناند .
- چگونه است كه حسين در كربلا تشنه كشته مىشود با آنكه در هر سرانگشت او درياهايى از سرافرازى توان يافت ؟
- و با آنكه پدرش على در فرداى رستاخيز ، مردم را از آبى گوارا سيراب مىكند و آب
هامش
( 1 ) . گنبد پاك مزار آن حضرت در آن سدهها سپيد بود و امروز لايهاى از زر و سيم بر آن پوشاندهاند تا زردفام شود و رنگ آن بينندگان را شادمان دارد ، چنانچه درون آن نيز ساختمانى شكوهمند و پر از آيينه كارى است .