تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
- با دورى از شما جدايى روانم از تن گوارا مىنمود و انديشه در دلم برفراز ويرانه‌هايى از كوى آشنايى در گردش بود . - ابر - از فراز آن - كنار گرفت و پس از حسين عليه السّلام - آن چنان كه بايد - از باريدن و نيكىكردن دريغ داشت . - پس از همان پيشواى راستين و دخترزادهء پيامبر ، پدر راهبران ، كه بازداشتن مردمان از بدىها با او بود ، و خود سرپرستى است كه كارفرمانروايى را به گردن دارد . - پيشوايى كه پدرش - مرتضى عليه السّلام - درفش راهنمايى است ؛ و جانشين و برادر و داماد رسول خدا است . - رهبرى كه آدميان ، پريان ، درندگان بيابان ، پرندگان خشكى و دريا در ماتم او گريسته‌اند . - گنبدى سپيد در كربلا دارد « 1 » كه فرشتگان هماره ، به دلخواه خويش ، گرداگرد آن مىچرخند . - پيامبر دربارهء او سخنى درست و آشكار فرمود كه جايى براى نپذيرفتن نگذاشته : - پس از من سه ويژگىام تنها به او مىرسد - كه هيچ‌يك از بستگانم - همانند آن را نيابند ، و چه جاى آنكه از زيد و عمرو سخن رود ؟ - آرامگاهى دارد كه خاكش داروى دردمندان است . بارگاهى كه هركس را آسيب رسد پاسخ نياز خود را از آن تواند گرفت . - زادگانى با چهره‌هاى بس درخشان كه نه تن از آنان - نه كمتر و نه بيشتر - پيشوايان راستين‌اند . - چگونه است كه حسين در كربلا تشنه كشته مىشود با آنكه در هر سرانگشت او درياهايى از سرافرازى توان يافت ؟ - و با آنكه پدرش على در فرداى رستاخيز ، مردم را از آبى گوارا سيراب مىكند و آب
هامش
( 1 ) . گنبد پاك مزار آن حضرت در آن سده‌ها سپيد بود و امروز لايه‌اى از زر و سيم بر آن پوشانده‌اند تا زردفام شود و رنگ آن بينندگان را شادمان دارد ، چنانچه درون آن نيز ساختمانى شكوهمند و پر از آيينه كارى است .