لاى آن وى را به دانايى ، پرهيزكارى ، خداپرستى و دست داشتن در دانشها ستوده .
خطيب فاضل يعقوبى نيز در بابليّات اين كار را دنبال كرده و ستايشهايى نيكو از وى نگاشته است . در الطليعه آمده كه وى پيرامون سال 840 ه در حلّه درگذشت و همانجا به خاك سپرده شد ، كه آرامگاهش زيارت مىشود و از آن تبرك مىجويند .
ابن عرندس ، در سرودههايش ، جناسهاى بسيار به كار مىبرد و در اين راه از استاد علاء الدّين شفهينى پيروى مىكرد كه زندگىنامهء او گذشت . « 1 » ولى در استوارى و نيرومندى سخن از او برتر بود و چيرهدستىاش در زبان و واژههاى تازى را باز مىنمود ؛ و چنانچه مىبينى دلباختهء جناسها نمىشد ، البتّه سرودههايش از رسايى و دلربايى بيشترى برخوردار بود .
از سرودههاى شيخ صالح چكامهاى است با قافيهء « راء » و ميان يارانش مشهور شده كه آن در هيچ انجمنى خوانده نشود مگر اينكه حضرت حجّت - عجل اللّه تعالى فرجه - در آن انجمن پاى خواهد نهاد و همهء آن در منتخب شيخ طريحى ، آمده و چنين است : « 2 »
- در روزگار ؛ رازهاى سرودههايم آشكار مىشود گروهى آن را از بوى خوش ياد شما خوشبوى مىدارند .
- چكامههايى است كه خواستهها از آن برنياورده نيست . درون آن ستايشگرى است و برونش سپاسگزارى .
- سرآغاز آنها اختران رخ نموده را به ياد مىآورد ، سرشت آنها از مايهء شكوفهها است و پرتو آنها فروغى تابناك .
- دلبرانى كه چون دل ما بدرخشد ، پرده از رخ برمىگيرند . افسرانى زرّين بر سر دارند كه فراز آنها را مرواريدها آرايش مىدهد .
- خوبرويانى كه حسّان حسن آنان را گواهى مىكند . و بر رخسارههايشان زرهايى است كه زرهاى ديگر را مىآرايد .
- همچون گوهران آنها را در رشته مىكشم ، شبها را به بيدارى سر مىكنم تا ياد آنها را
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى چ 2 ) : 6 / 356 .
( 2 ) . منتخب : 2 / 75 .