تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
- شيرازهء سپاه را چنان از هم گسيخت كه گفتى شاهين به ميان مرغكان كندرو افتاده و آنها را پراكنده مىسازد . - به ياد ليلة الهرير « 1 » انداختشان تا همهء سگان پيرامون شير ژيان را گرفته و به زوزه‌كردن پرداختند . - در آنجا شايسته مردان در راه او به جانفشانيهايى برخاستند كه در روز شمار پاداش‌هايى هرچه افزون‌تر خواهند گرفت . - به دلخواه خويش براى يارى او با بدكيشان به پيكار برخاستند و آن آزادمرد « 2 » از خوشبختى كه يافت تا پاى جان در راه او ، زد و خورد كرد . - نيزه‌هايى سخت را دراز كردند تا زندگى دخترزادهء پيامبر را درازتر سازند و اينجا بود كه جزر و مد يكى شد . - در همين پيكار با بدكيشان يكىشان تيرى به سوى او افكند كه بر گردن دخترزادهء پيامبر نشست . - كشتهء نيكمرد از اسب نيكويش جدا شد و جانور زبان‌بسته در پيرامون او به شيهه كشيدن پرداخت . - سنان « سنان » « 3 » پيكر او را دريد و شمشير « شمر » از رگ گردنش گذشت . - تندبادها دامن خود را بر او افكندند و اسبهايى كه بر اندام او راندند با تار و پود دست و پاشان پيراهنى كهنه بر آن دوختند . - هفت گنبد گردون به تكان آمد ، كوه‌هاى بلند و استوار لرزيدن گرفت و آشوب بر درياها چيره شد . - هان ! اى جانباخته‌اى كه آسمان بر او خون گريست ! و چهرهء خاك آلود زمين با خونش
هامش
( 1 ) . ليلة الهرير يكى از شبهاى جنگ صفّين را مىگويند كه نزديك 70000 كشته برجاى نهاد و سرور ما ، امير المؤمنين و ياران او در آن شب دلاورىهايى نمودند كه براى هميشه در يادها خواهد ماند . ( 2 ) . حرّ بن يزيد رياحى تميمى يرعوبى چه در روزگار اسلام و چه پيش آن - به گفتهء ابن اثير - بزرگ قبيله خود بود . ( 3 ) . از كشندگان حسين عليه السّلام .