33 - حافظ ابو العباس قسطلانى ( م 923 ) در المواهب اللدّنيّة از ابن نقيب آورده است . « 1 »
34 - قاضى ديار بكرى مالكى ( م 982 يا 966 ) در تاريخ الخميس از زبان طبرانى و زرندى و صالحانى و ابن نقيب مقدسى و محبّ طبرى و نگارندهء شواهد النّبوة آورده و گفته است : آنگاه على عليه السّلام خواست كه فرود آيد . پس خويش را از آنجا كه ناودان بود به زير افكند تا مهربانى و ادب خود را به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بنمايد ( و دوباره پا بر دوش او ننهد ) و چون بر روى زمين جاى گرفت ، لبخند زد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پرسيد : چرا لبخند زدى ؟ گفت : زيرا كه من خود را از اين جايگاه بلند به زير افكندم و آسيبى نديدم . فرمود : چگونه گزندى به تو رسد با آنكه محمّد ترا بالا برد و جبرئيل فرو آورد . سرايندهاى گفته است :
- مرا گفتند : ستايشى از على بگوى كه ياد او آتش سوزان را فرو مىنشاند .
- گفتم : من به ستايش مردى نخواهم پرداخت كه شكوه وى چندان خردها را سرگردان كرد تا او را شايستهء پرستش شمردند .
- پيامبر گزيده به ما گفت : در شب معراج چون به جهان برين رسيدم ، خداوند دست ( توانايى ) خويش را بر پشت من نهاد تا دلم خنكى يافت .
- و على گامهايش را در همانجا گذاشت كه خداوند دست ( تواناى ) خود را بر آن نهاده بود . « 2 »
35 - نور الدّين حلبى شافعى ( م 1044 ) در السيرة الحلبيّة . « 3 »
36 - ابو عبد اللّه زرقانى مالكى ( م 1122 ) در شرح المواهب از زبان ابن ابى شيبه و حاكم حديث را بازگو كرده ، آنگاه نوشته است كه آن سخنور چه نيكو سروده :
- پروردگارا ! ترا سوگند به گامى كه آن را بر قاب قوسين - همان بزرگترين جايگاهها - فرود آوردى .
- و ترا سوگند به گامى كه شانهء پيامآور و ياور خويش را نردبان آن ساختى .
- كه از سر بزرگوارى ، گام مرا در راه راست پايدار بدارى و رهايى بخش و درودگوى من
هامش
( 1 ) . المواهب اللدّنيّة : 1 / 204 .
( 2 ) . تاريخ الخميس : 2 / 95 .
( 3 ) . السيرة الحلبيّة : 3 / 97 .