تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
در گزارش سه كار و سه كار و سه كار ابو عبيد كار نخستين سه كار را نياورده و به‌جاى اين‌كه بنويسد : اى كاش خانهء فاطمه را بازرسى نمىكردم ، نوشته : اى كاش چنين و چنان نمىكردم و چرا اين افتادگى را در نياز نگارنده بايد جست كه ياد كرده و گفته : دلم نمىخواهد آن را يادآورى كنم و اين دستبرد را در گزارش تنها براى جلوگيرى از آبروريزى جانشين پيامبر زده است ، ولى افسوس كه ديگران دراين‌باره با او همكارى ننموده و به اين‌گونه نادرستى او و دستبردى را كه در سپرده‌هاى تاريخ ، روا داشته آشكار ساخته‌اند .

12 - پرسش يك يهودى از ابو بكر

از زبان انس بن مالك آورده‌اند كه گفت پس از درگذشت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله يك يهودى بيامد و توده ، او را به ابو بكر راه نمودند تا در برابر وى ايستاد و گفت : مىخواهم در زمينه‌هايى از تو پرسش كنم كه هيچ‌كس پاسخ آن را نداند مگر پيامبر يا كسى كه به‌دستور وى براى انجام سفارش‌هايش برگماشته باشد . ابو بكر گفت هرچه خواهى بپرس يهودى گفت مرا آگاهى ده آن چيست كه خدا ندارد و چيست كه در آستان خدا نيست و چيست كه خداوند نمىشناسد ؟ ابو بكر گفت : اى جهود ! اين پرسش‌ها از كسانى است كه خود را پيروان آيين مىنمايند و در نهان دشمنانند ابو بكر و مسلمانان بر آن شدند كه آسيبى به يهودى رسانند . ابن عبّاس گفت : با اين مرد دادگرانه رفتار نكرديد . ابو بكر گفت : مگر نشنيدى چه گفت ؟ ابن عبّاس گفت : اگر پاسخ او را داريد بگوييد و گرنه ببريدش به نزد على عليه السّلام تا پاسخ او را بدهد . زيرا من براستى از رسول خداوند صلّى اللّه عليه و آله شنيدم دربارهء علىّ بن ابو طالب به‌اين‌گونه خداى را خواند : خدايا دل او را راه بنماى و زبان او را استوار دار . گفت : پس ابو بكر و كسانى كه در آنجا بودند برخاستند تا نزد علىّ بن ابى طالب شدند و دستورى خواستند تا بر وى درآيند . آنگاه ابو بكر گفت : ابو الحسن ! اين جهود ، پرسش‌هاى كسانى را به نزد من آورده كه خود را از پيروان آيين مىنمايند و در نهان دشمن آنند . على گفت : يهودى ! چه مىگويى ؟ گفت : من در زمينه‌هايى از تو پرسش