نادرست را از يكديگر باز مىشناسند و در ميان گروندگان به اين كيش ، به پادشاه زنبوران مىماند در كنار ايشان و او درى است كه براى رسيدن به من بايد از او گذشت و او جانشين من است پس از من « 1 » .
و اين سخن : على پرچم هدايت است كه پيشواى دوستان من و فروغ كسانى كه از من فرمان برند و سخنى كه پرهيزگاران هميشه به همراه دارند ، هركه او را دوست داشت مرا دوست داشته و هركه او را دشمن داشت مرا دشمن داشته « 2 » .
و اين سخن : على برادر من و كسى است كه پس از مرگم سفارشهاى ويژهام را انجام داده و ميراثم به او مىرسد و پس از من جانشين من است « 3 » .
و اين سخن : على سرورى است كه بايد او را بزرگ دارند ، مايهء اميد مسلمانان و امير مؤمنان به ايشان است ، جايگاه راز من و دانشم و دروازهء من است كه به او پناهنده شوند ، او است كسى كه در ميان خاندانم - و پيروان نيكوكارم - سفارشهاى ويژهام را پس از مرگ بهكار بندد و اوست برادر من در اين جهان و جهان ديگر « 4 » .
و اين سخن : على برادر من و وزير من و بهترين كسى است كه پس از من خود بهجاى مىگذارم « 5 » .
و اين سخن : على با حق است و حق با على ، از يكديگر جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من درآيند « 6 » .
و اين سخن : على با حق و حق با على و بر زبان او است ، هرجا على بگردد آن نيز خواهد گشت « 7 » .
و اين سخن : على با قرآن است و قرآن با على ، از يكديگر جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من درآيند « 8 » .
هامش
( 1 ) . همان : 2 / 213 .
( 2 ) . همان : 3 / 118 .
( 3 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 2 / 279 - 281 .
( 4 ) . همان : 3 / 116 .
( 5 ) . همان : 2 / 313 .
( 6 ) . همان : 3 / 177 .
( 7 ) . همان : 3 / 178 .
( 8 ) . همان : 3 / 180 .