تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
جايى شايسته - لغزيده . گفت : او مسلمانى را كشته ، وى را بكش . گفت : نه او - در بازگرداندن سخن خدا به‌جايى شايسته - لغزيده . سپس گفت : عمر ! من شمشير را كه خداوند در روى ايشان برهنه نموده در نيام نمىكنم . برادر مالك - متمّم - چكامه‌هاى بسيارى در سوگ وى سرود و اينها را نيز ابو الفداء با گستردگى ياد كرده است « 1 » . و آمده است كه عمر دراين‌باره سختگيرى نمود و به ابو بكر گفت : خالد را سنگسار كن كه او آن كارها را روا شمرده و سزاوار اين كيفر است . ابو بكر گفت : به خدا چنين نمىكنم ، او - در بازگرداندن سخن خدا به جايى شايسته - لغزيده « 2 » . و در شرح مواقف آمده است : عمر به ابو بكر پيشنهاد كرد كه خالد را براى كار وى بكشد . ابو بكر گفت : شمشيرى را كه خداوند بر روى بدكيشان برهنه نموده در نيام نمىكنم . و عمر به خالد گفت : اگر من سرپرست كار شوم براى اين گناهان ، ترا گرفتار خواهم ساخت . و باز آمده است كه عمر گفت : من خالد را سرزنش نكردم مگر براى پيش افتادنش و براى رفتار وى در داراييها ؛ زيرا چون چيزى به‌دست خالد مىافتاد در ميان توانگران پخش مىكرد و به ابو بكر حساب پس نمىداد و در اين زمينه بر ابو بكر پيش مىافتاد و كارهايى دور از چشمداشت ابو بكر مىنموده دست به كشتن مالك پسر نويره آلود و زن او را گرفت و با مردم يمامه ساخت و دختر مجاعه پسر مراره را گرفت و ابو بكر اينها را خوش نداشت و به متمّم پسر نويره پيشنهاد خونبها داد و خالد را فرمان داد تا زن مالك را رها كند ، ولى بر كناركردن او را درست نديد و عمر نيز همين كارها و ماننده‌اى آن را از خالد ناپسند مىشمرد « 3 » .

نگرشى در اين رويداد

امينى گويد : پژوهشگران را مىسزد كه از دو چشم‌انداز باريك‌بينانه در اين پيشامد بنگرند :
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن شحنه حاشيه بر الكامل : 7 / 165 ؛ تاريخ ابو الفداء : 1 / 158 . ( 2 ) . تاريخ الخميس : 2 / 233 . ( 3 ) . تاريخ ابن عساكر : 5 / 112 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 237 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى