تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
بزهكارانه بود ، ولى چه بايد كرد كه آن هنگام شمشير خداوند از نيام به درنيامده بود تا خليفه از فرو بردن آن در نيام بپرهيزد ! و چنين لافى در برابر طريفه نزند تا از سر ناسازگارى با دستور آشكار و ارجمند پيامبر نشانى از آن برجاى نگذارد و شايد براى همينها بود كه خود ابو بكر در روز مرگ از اين كارش پشيمان شد كه اگر خداى متعال خواهد گزارش درست آن را خواهيم آورد و باش تا ببينى . و شگفت و هزاران شگفت از قاضى عضد ايجى بايد داشت كه به پشتيبانى از خليفه در مواقف مىنويسد : « ابو بكر مجتهد بود و مىبايد انديشه را به كار انداخته برداشت خويش را برنامه گيرد و در بيشتر جاها زمينه‌اى نيست مگر در ميان دانشوران برداشتى دارد كه زبانزد توده است و سوزاندن فجأه از آن بوده كه ابو بكر پس از به تلاش واداشتن انديشه‌اش به اين برداشت رسيده كه بازگشت وى را نبايد پذيرفت ، چون نمايش به پيروى از كيش ما مىدهد و در نهان دشمن آن است و بازگشت چنين كسى - بر بنياد درست‌ترين برداشتها - درست نيست » . پس او نيز قوشچى آمده و به پشتيبانى از خليفه برخاسته و مىنويسد : اينكه فجأه را به‌آتش سوزانده شالوده‌اش لغزشى بوده كه در كوشش انديشه براى رسيدن به‌فرمان خدا روى داده كه ماننده‌هاى آن براى همهء كسان در اين جاها روى مىدهد « 1 » . بخوان و بخند يا گريه كن ! به به از كسى كه در برابر دستور آشكارى كه قرآن كريم و سنت پيامبر نمايشگر آن است تازه انديشه‌اش را به تلاش وامىدارد كه به‌كجا برسد ! و آفرين بر مجتهدى كه از آيين خداوند سرمىپيچد !

10 - دستور خليفه در داستان مالك

خالد پسر وليد به آهنگ بطاح به راه افتاد تا در آنجا فرود آمد و كسى را نيافت ، زيرا مالك پسر نويره مردم آنجا را پراكنده ساخته و از گرد آمدن بازداشته و گفته بود : يربوعيان ! ما را به پذيرفتن اين كار خواندند و ما سستى نموديم و رستگارى نيافتيم و من
هامش
( 1 ) . شرح تجريد 482 .