سنگسار مىشود و مردى كه بيرون شده با خداوند و رسول او پيكار كند كه او نيز كشته مىشود يا بر سر دار مىرود يا از سرزمينش ؛ رانده و دور مىشود ، سوم آنكه كسى را بكشد و در برابر او كشته مىشود « 1 » .
آنچه نيز امير المؤمنين عليه السّلام با عبد اللّه پسر سبا و ياران او كرد آدمسوزى نبود بلكه گودالهايى برايشان كند و هركدام را به ديگرى راه داد آنگاه گودالها را پر از دود كرد تا - به گفتهء عمّار دهنى - مردند و به گفتهء عمر و پسر دينار ، سرايندهاى گفت :
- مرگ هركجا خواهد آهنگ من مىكند هرچند در دو گودال آهنگ من ننمايد .
- آنگاه كه هيزم و آتشى برافروزند : آنجا مرگ را آماده مىبينى و نسيه برادر هم نيست » « 2 »
اين نيز كه ابو بكر گفت : « شمشيرى را كه خداوند . . . تا پايان » سخنى بىپايه است در برابر دستور آشكار پيامبر ، زيرا اين شمشير از سخنان وى گوياتر نبوده و تازه كى خداوند پاك اين تيغ را از نيام به در كشيد ؟ با آن هم سختيهاى سهمناك و گرفتارىهاى دشوارتر از هرچيز كه چه در آن روز بهبار آورد و چه در روز ديگرش كه با رسوايى به جان تبار حنيفه و مالك پسر نويره و خانوادهء او افتاد و چه در روز پيشتر كه رفتار وى با جذيميان ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را بر آن داشت كه از وى بيزارى جويد و به همينگونه دريدگيها و رسواييهايى كه اين شمشير را همچون نيامى گرد برگرفته بود .
9 - جانشين پيامبر ، فجأه را مىسوزاند
مردى از بنى سليم كه او را فجأه مىگفتند - و همان اياس پسر عبد اللّه پسر عبد باليل پسر عميره پسر خفاف است - بر ابو بكر درآمد و به وى گفت : من مسلمانم و مىخواهم براستى با بدكيشانى كه از راه ما بازگشتهاند پيكار كنم يارىام كن و چهارپايى به من ده .
ابو بكر او را بر چهارپايى نشانده جنگافزارى به وى داد . او بيرون شد و بهجان مردم افتاد و داراييهاى مسلمانان و از كيش بازگشتگان را از ايشان مىگرفت و هركس را از
هامش
( 1 ) . سنن ابو داود : 2 / 219 ؛ مصابيح السنة : 2 / 59 ؛ مشكاة المصابيح : 300 .
( 2 ) . سنن بيهقى : 9 / 71 .