آواى خويش را براى يادآورى آنها بردارد - خواه از اين بابت كه روانها هنوز آمادگى پذيرش نداشت يا چون مىبايد روزگارى بگذرد تا هنگام آن فرا رسد يا انگيزههايى ديگر - پس با آن مهربانى كه در خداوند يافتهايم برگزيدن هركدام از اين دو را از بايستههاى او مىشماريم - از آن رهگذر - بندگان را به شاهراه فرمانبرى از خود نزديك كند و از پرتگاه نافرمانيها به دور دارد - زيرا براى همين بوده كه آنان را آفريده و خواستار پرستندگىشان شده و آنچه را نمىدانستهاند به ايشان آموخته ، و آدميان را رها نكرده تا همچون چارپايان بخورند و بهره ببرند و با آرزوها سرگرم شوند ، بلكه ايشان را آفريده تا وى را بشناسد و بتوانند خشنودى وى را بهدست آرند و اين راه را ، هم با ارسال رسول و فرستادن وحى هموار ساخته و هم با دستورهايى نهانى كه پياپى و پيوسته از آسمان مىرسيد . چون از يكسوى تا بازپسين هنگامى كه گيتى بر سرپا است ، زندگى پيامبر دنباله ندارد و سرنوشت او اين نيست كه جاودانه پايدار بماند و از سوى ديگر هردام از آيينها ، روزگارى دراز بايد بپايند - چنانچه بازپسين آيين ، هيچگاه روزگارش سر نمىآيد - اين است كه چون پيامبرى مىميرد و آيين وى يكى از دو ويژگى بالا را دارد و در ميان پيروان آن ، كسانىاند كه هنوز به رسايى خويش دست نيافتهاند و پارهاى از دستورهايى آنكه گذارده شوده به مردم نرسيده و هنگام پرداختن به پارهاى ديگر از آنها هنوز فرا نيامده و سرنوشت چنان خواسته است كه پارهاى از آنها نيز ديرتر زاييده شوند ؛ با اين همه پس خردمندانه نيست كه توده را به بازيچه رها كنند با آنكه آن مهربانى كه بر خداوند پاك بايسته است ، همهء مردم را يكسان دربر مىگيرد . پس خداوند مىبايد كسى را برانگيزاند كه با روشنگرى خود ، آيين را از رسايى برخوردار گرداند و دروغهاى راستنماى كسانى را كه از دين خدا برگشتهاند آشكار كرده از ميان بردارد و تاريكى نادانى را با فروغ دانش خود ناچيز نمايد و با تيغ سرنيزهء خود - همچون زره و سپر - زخمهاى دشمنان دين را پاسخگو باشند و با دست و زبان خويش ، كژى و كاستى را براستى و استوارى كشد .
و چون خداوندگار با بندگان خود بهديدهء مهربانى مىنگرد و بر خود بايسته شناخته
الغدير ( فارسى ) — صفحة 194
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١٩٤