تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
حلبى اين را دستاويز ابو بكر گردانيده است كه عمر بن خطاب و ابو عبيدهء جرّاح را براى جانشينى پيامبر بر خود پيش انداخت و گفت : به هريك از اين دو مرد كه خواهيد دست فرمانبرى دهيد . و باقلانى اين سخن را از ابو بكر مىآورد : سرپرست شما شدم با آنكه بهتر از شما نيستم و آنگاه در پاسخى پيرامون آن مىنويسد : مىتواند بود كه وى بر اين باور بوده است كه در ميان امت كسى برتر از او هست ولى چون در فرمانبرى از او همداستان‌تر بودند و توده با يارى او در راهى شايسته‌تر مىافتادند ، پس اين را گفت تا برساند كه اگر بر گماشتن برتران شدنى ننمايد ، پيشوايى كهتران روا است و به انصار و جز آنان گفت : اين دو مرد را براى شما پسنديده‌ام با يكى از آن‌دو دست فرمانبرى دهيد يا با عمر بن خطاب يا با ابو عبيدهء جرّاح با آنكه مىدانست برترىهاى ابو عبيده كمتر از او و كمتر از عثمان و على است ، ولى چون مىديد بر او همداستان مىشوند و آشوب با ديد وى ريشه‌كن مىگردد ، به آن‌گونه گفت ، و اين نيز سخنى است كه پاسخ ندارد « 1 » . ما برآنيم كه جانشينى پيامبر نيز - همچون پيامبرى - فرمانروايى خدايى است هرچند وحى و سنّت پيامبر ويژهء رسول خداست و كار خليفه روشنگرى دستورها و رساندن آنها ، كه آنچه را كه به‌گونه‌اى سربسته آمده با گستردگى باز گويد ، گره‌ها را بگشايد و هر واژه را در برابر پديده‌اى از جهان كه براى آن آمده ، بنهد ؛ و چنانچه پيامبر به پيكار برخاست تا سخن خداوند را با چهره‌اى كه فرود آمده نشان دهد او نيز كارزار كند تا لايه‌هاى نهفته در آن را باز بنمايد « 2 » و چشم‌اندازهايى را آشكار سازد كه پيامبر نتوانست
هامش
( 1 ) . التمهيد باقلانى 195 . ( 2 ) . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سرور ما امير المؤمنين عليه السّلام را با همين برنامه‌اش شناساند كه فرمود : « چنانچه من به پيكار برخاستم تا قرآن را با چهره‌اى كه فرود آمده نشان دهم ، در ميان شما كسى هست كه كارزار كند تا باطن در آن را بنمايد » . ابو بكر پرسيد : اى رسول خدا ! من هستم ؟ ! پاسخ داد : نه . عمر گفت : اى رسول خداوند ! من هستم ؟ ! گفت : « نه ، او همان دوزندهء كفش است » چرا كه آن هنگام كفش خود را به على عليه السّلام داده بود كه بدوزد و اين گزارش را گروهى از حافظان سنّت آورده‌اند و حاكم و ذهبى و هيثمى جداگانه نيز به درست بودن آن داورى كرده‌اند - كه با گستردگى خواهد آمد - .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 193 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى