- بستگى دودمانى او ( حسين ) همچون بامداد روشن است كه گوهر خود وى همچون خورشيد تابان و فروزان آن را مىآرايد .
- اوست سرورى شايستهء پشتگرمى ، خوشبخت ، بهخاك افتنده در برابر خدا . سيد الشهداء ، كه گرفتار است و - زير شكنجهء سخت - ستمها بر وى مىرود .
- ماهى كه ديدهء آسمان - اندوهگنانه - در سوگ او گريست و دل روزگار برايش تپيدن گرفت .
- بهخدا هرگز فراموش نمىكنم او را كه تنها و تشنهلب بود با آنكه در پيش روى او چشمهء لبريز از آب ، گرگان بيابان را هم سيراب مىكرد .
- و نيز حضرت عبّاس را كه دشمنان جامه از پيكر او بهدركرده ، برهنه بر زمينش افكندند .
- و آن كودك را كه خورشيد زندگىاش گرفت و آفتاب آن براى هميشه راه با دختران سپرد .
- فرزندان اميّه در پيكر ياران او نيزههايى سخت را خرد كردند .
- ( حسين و همراهان ) نيزهها را پيمانهاى شمرده و با آن ، بادهء مرگ نوشيدند و با آميختن آن با گرفتارىها ، خود را بهپاى آزمايش كشيدند .
- اندامهاشان از هم گسيخت و تنها پارهپاره گرديد تا سرها به پاها رسيد و در كنار آنها جاى گزيد .
- پس از جان دادن ، در روز رستاخيز ، سراى پاينده و برجاى ماننده را بهارث بردند ،
- دخترزادهء پيامبر درد دلهايى داشت و او را ياورى نبود ، درد دلهاى خود را بهآستان پروردگار آسمانهاى بلندپايه برد .
- در كرانههاى پرآب فرات لب تشنه بود و چون مىخواست آب بنوشد ، مىديد او را از لبهء شمشيرهاى آبداده سيراب مىكنند .
- آن گروه در لشگرى او را گرداگرد فروگرفته بودند كه همچون دريا آغاز آن با انجامش همسان بود .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 5
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥