- ناراستى و ناسازگارى كرد و بر دلباختگان نبخشود با آنكه چه اندام راست بالا و خوش سازى هم دارد !
- زيباييهاى او شاهانى را به بردگى كشيد و چه بسيار پادشاه ارجمند كه خوار و زبون او گرديد .
- با دو چشم خويش به خسرو ( پادشاه ايران ) مىماند و با گونهاش به نعمان ( فرمانرواى يمن ) و با خال سياهش به نجاشى ( شاه حبشه ) .
- خداى تعالى بر دو صفحهء گونهء او دو نون نگاشت كه هردو آن ، تيزى خود را نمايش داد .
- و او با آنها - همراه با ناز چشمانش - مرا نشانهء تير گردانيد تا تيرها گيجگاه مرا بهرهء خود گرفتند و با فرود آمدن در آنجا كار كشتنم را به پايان بردند .
- خوشا آن خال همچون عود و اسپندش كه در كنار آنگونههاى گل انداخته و آتش رنگ ، نمىسوزد .
- با شرارى از آتش عشق دلم را سوزاند تا گداخته گرديد ، ولى عشق او را از ياد نبرد .
- هرگاه نويد آرندهء وصال با پيروزى سر رسد ، شب را با شادمانى و خوشبختى به روز خواهم رساند .
- همهء دردهايم را فراموش كردم و در گرداب عشق به دست و پا زدن پرداختم تا اندوه اين گرفتارى را چارهاى بسازم .
- باران اشك را چنان بر چهره فرو ريختم كه گويى خون حسين است و بر زمين كربلا سرازير مىشود .
- همان مرد روزه و نماز و بخشنده و خوراكدهنده ، و برترين سواركارانى كه بر بالاى اسب جاى گرفتند .
- و همان كه نياى برگزيدهء او در گرماى كشنده ، ابرهاى پربار را سايبانش مىگردانيد .
- و پدر او شيرى است كه با دانشها و برترى خود قرآن را روشن كرد .
- و مادرش فاطمه عليها السّلام است كه افسر سرفرازى او با بزرگوارىها آراسته گرديد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 4
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤