ماند ؟ با آنكه گذشت « 1 » ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله همان فراز را براى شناختن كلاله بس مىشمرد و باز چگونه اين سخن از ديدهء وى پنهان ماند : اگر نمىدانستيد از كسانى كه قرآن خدا را مىشناسند بپرسيد ؟ « 2 » و چرا نپرسيد و نياموخت و روى به كسانى نياورد كه قرآن خدا را مىشناختند با آنكه خواهناخواه مىدانست كه آنان كيانند ، روش وى چنان مىنمايد كه احكام دين ، مرزبندى شده و در بسته نيست و گويا بستگى دارد به دريافتها و بهرهها ، و هركس مىتواند بهبرداشت خود پشتگرم باشد ، كه اگر اين پندارها را درست انگاريم هر كس را مىرسد كه چون در زمينهء قرآن و برنامهء پيامبر سخنى از او بپرسند پاسخى از سر نگرش خود بدهد و بگويد اگر درست باشد از خداوند است و گرنه از من و از اهريمن .
آرى اين دستورهايى كه برداشتهاى ويژه پشتوانهء آن است ، نياز به آن دارد كه كسى در برابر خدا و رسول او به گستاخى پردازد و آن هم براى هيچكس دست نمىدهد و ناگزير ويژهء گروهى خواهد بود - و نه براى همگان - كه پندارى اجتهاد در نزد اين گروه برابر با همين شيوه بوده است ، نه اينكه فرمانهاى يادشده را از راهنمايان گسترده و جداگانهء آن - قرآن كريم و برنامهء پيامبر - به درآرند و از اينجا است كه مىپندارند كسانى همچون :
عبد الرّحمن بن ملجم ، كشندهء سرور ما امير المؤمنين « 3 » .
و ابو الغاديه ، كشندهء يار بزرگوار پيامبر ، عمّار بن ياسر « 4 » .
و معاويه بن ابو سفيان ، كشندهء هزاران از پاكان و بىگناهان « 5 » .
و عمرو بن نابغه « 6 » .
و خالد بن وليد كه بيدادگرانه مالك را كشت و با همسرش پليدكارى كرد « 7 » .
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 6 / 127 .
( 2 ) . نحل 16 / 43 .
( 3 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 1 / 323 .
( 4 ) . همان : 1 / 328 .
( 5 ) . رك : الفصل ، ابن حزم : 4 / 89 ؛ تاريخ ابن كثير : 7 / 279 .
( 6 ) . رك : تاريخ ابن كثير : 7 / 283 .
( 7 ) . رك : تاريخ ابن كثير : 6 / 223 ؛ روضة المناظر ، ابن شحنه ، چاپ شده حاشيه الكامل : 7 / 167 و ما نيز گستردهء اين رويداد را در آينده خواهيم آورد .