و طلحه و زبير « 1 » شورشكنندگان بر امير مؤمنان - كه پيشوايى او هم با گزينش مردم و هم با دستور پيامبر استوار گرديده .
و يزيد « 2 » بادهگسار كه زندگى نامهاش پر از برگهاى سياه و سراسر آن تيرهترين روزها است براى مردمان .
آرى ، همهء اينان مجتهداناند كه در راه دين اسلام به تلاش برخاستهاند و در آن برداشتههاى ناساز با دستور اسلام بهگونهاى روشنگرى از قرآن پشتگرم بوده و براى ستمهاى كينتوزانهشان شايستهء بسى پاداشهاى نيكويند . ابن حجر مىنويسد : گمان بر آن است كه ياران پيامبر در همهء آن جنگ و كشمكشها با يكديگر به گونهاى روشنگرى كه از سخن خدا پشتگرم بودهاند و چون هركس اجتهاد كند و در راه كيش خدا بهتلاش برخيزد اگرچه بهراه نادرست افتد ، پاداش نيكو مىگيرد و هنگامى كه اين برداشت دربارهء تكتك از انبوه مردم به استوارى پذيرفته آيد ، پذيرش آن دربارهء ياران پيامبر بسى سزاوارتر است « 3 » .
آفرين و باز هم آفرين به اين دين ! و به به كه مجتهدان در راه خدا از ميان تودهء محمّديان چه بسيار شدهاند ! تا جايى كه آشوبگران شام و مردم پست و بىخرد و فرومايگان تازى و سبك سرانى كه بهزبان پيامبر با يكديگر همدست شدند و زادگان طلقا « 4 » همه مجتهد بهشمار مىروند و به گونهاى روشنگرى از سخن خدا پشتگرم گرديدهاند !
و زهى زهى بر آنان كه جامهء اجتهاد و تلاش در راه خدا را به نادرست بر كسانى مىپوشاند كه پيكرههاى تباهىاند و كشندگان برگزيدگان و نيكان ، و تاخت آورند بر آيين
هامش
( 1 ) . رك : التمهيد ، باقلانى 232 .
( 2 ) . رك : تاريخ ابن كثير : 8 / 223 .
( 3 ) . الاصابة : 4 / 151 .
( 4 ) . پيامبر كه مكّه را پيروزمندانه گرفت ، دشمنان ديرين و پيشين خود را فراهم آورد و پس از يك سرى گفتگوها به ايشان فرمود : اذهبوا انتم الطّلقاء ( - برويد كه همهء شما طليق و آزاديد ) و از آن پس ، آن نام بر ايشان و آيندگانشان مانده ، چندانكه زينب عليها السّلام نيز يزيد را با نشانى « يابن الطّلقا - اى پسر آزادشدگان » ياد كرد .