كسانى از بتپرستان كه در جنگ بدر كشته شدند ، سخنسرايى كرد . « 1 »
داستان ابو القموص را طبرى آورده و از زبان كه ؟ ابن بشار « 2 » و او از عبد الوهاب « 3 » و او از عوف « 4 » و او از ابو القموص زيد بن على « 5 » كه گفت : خداى بزرگ و گرامى سهبار ، فرازهايى دربارهء مى فرو فرستاد و نخستين فرازى كه فرود آمد ، همانجا بود كه خداوند گفت : « دربارهء مى و برد و باخت از تو مىپرسند بگو در آن دو گناهى بزرگ است - و نيز سودهايى براى مردم - كه گناه آندو از سودش بزرگتر است « 6 » . با اين همه ، كسانى از مسلمانان آن را مىنوشيدند تا دو مرد بادهگسارى كرده ، به نماز ايستادند و از سرمستى پريشان گفتند - كه عوف به يادش نمانده - پس خداى بزرگ و گرامى دراينباره چنين فرو فرستاد : اى كسانى كه ( به آيين راستين ) گرويدهايد ! هنگامى كه مست هستيد نزديك نماز نشويد تا بدانيد چه مىگوييد « 7 » . و اين بود كه هركس مىخواست مىنوشيد . ولى نزديك به نماز از آن پرهيز داشتند تا بهگمان ابو القموص ، يكبار مردى بادهگسارى كرد و به خواندن سرودههايى پرداخت در ماتم كسانى از بتپرستان كه در جنگ بدر كشته شده بودند :
- مادر عمرو را بهتندرستى درود فرست ! آيا تو پس از بستگانت تندرست خواهى ماند ؟
- مرا بگذار بادهء بامدادى را سركشم ، زيرا من مرگ را ديدم كه بهجستجوى هشام « 8 » برخاسته است ،
- و زادگان مغيره آرزومندند كه كاش مىشد با دادن هزاران از مردان يا چارپايان خويش جان او را بخرند ،
هامش
( 1 ) . الاصابة : 4 / 22 .
( 2 ) . حافظ ابو بكر محمّد بن بشّار عبدى بصرى .
( 3 ) . پس عبد المجيد بصرى .
( 4 ) . ابن ابى جميلهء عبدى بصرى كه اينان - هرسه تن - از مردانى هستند كه نگارندگان « شش صحيح » گزارشهايشان را پشتوانهء احكام اسلام مىشناسند .
( 5 ) . چنانچه در تهذيب التهذيب آمده است ، به گزارش او هم پشتگرم بايد بود .
( 6 ) . بقره 2 / 219 .
( 7 ) . نساء 4 / 43 .
( 8 ) . هشام بن مغيره و پدر ابو جهل و نياى مادرى عمر كه دو پسرش در پيكار با مسلمان كشته شدند .