به همينگونه كار نداريم كه ابو بكر اسكافى در نگارش خود كه در خردهگيرى از نگاشتهء جاحظ العثمانية پرداخته ، مىنويسد « 1 » : ابو بكر پيش از آنكه اسلام آورد از سران نامور و بلند آوازه بود ، مردم مكّه در گرد او انجمن مىكردند ، به خواندن سرودهها مىپرداختند ، گزارشها را به يادها مىآوردند و بادهگسارى مىنمودند ، او نشانههاى پيامبرى و نمونههاى برانگيختگى را شنيده بود ، در شهرها به گردش رفت و گزارشها دريافت .
و فاكهى در كتاب مكّه با سند خود از ابو القموص آورده كه ابو بكر - پيش از اسلام در دوران جاهليّت - « 2 » بادهگسارى كرد و اين سرودهها را بر زبان آورد :
- به مادر بكر درود فرست و خوشآمد بگوى آيا پس از بستگان تو من با تندرستى خواهم ماند ؟ تا پايان سرودهها .
اين رويداد بهگوش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد ، برخاست و چنان خشمگين بود كه دامن جامهاش بر زمين كشيده مىشد ، بر وى درآمد . عمر كه با ابو بكر بود ، او را ديدار كرد و چون ديد كه رخسارش برافروخته است ، گفت : از خشم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به خدا پناه مىبرم و به خدا سوگند كه ديگر هرگز بويش نيز به بينى ما نخواهد خورد و او نخستين كسى بود كه نوشيدن مى را بر خويش ناروا ساخت .
حكيم ترمذى آن را آورده است و سپس گفته است : اين از گزارشهايى است كه دلها آنها را نمىپسندد ، كه گويا حكيم ديده است . اين داستان زبانزد همگان است ، ولى دلها آن را پسنديده نمىدارد . « 3 »
و هم ابن حجر آن را ياد كرده و گفته است : نفطويه بر همين گزارش انگشت نهاده و گفته است : پيش از آنكه بادهگسارى ناروا شناخته شود ، ابو بكر مىنوشيد و در سوگ
هامش
( 1 ) . رك : رسائل الجاحظ 34 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 3 / 264 .
( 2 ) . اين فراز را كه ميان دو تيره نهاديم - با دستكارى در گزارش - به آن افزودهاند و دنبالهء گزارش نيز دروغ بودن اين فراز را روشن مىكند و بهزودى خوانندگان را بر تاريخ درستى كه اين پيشآمد در آن رخ داده است ، آگاه مىسازيم .
( 3 ) . نوادر الاصول 66 .