و همچنين جايى براى آن نبود كه محمّد بن اسحاق بگويد : تودهء مهاجران و بيشتر انصار چون و چرايى نداشتند كه پس از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله على بهكار برمىخيزد . « 1 »
و همچنين عتبه بن ابو لهب را در آن روز در برابر كسى كه لاف آن برترىها را برايش مىزنند ، نمىگفت :
- نمىپنداشتم كه اين كار از دودمان هاشم و سپس از على روى بگرداند
- از همانكس كه در گرويدن به پيامبر و پيشينهء نيك از همه جلو بود و دانش او به قرآن و سنت پيامبر از همگان بيشتر ؛
- و كسى كه ديرتر از همه از پيامبر خدا جدا شد ؛ و كسى كه در شستن و كفن كردن پيامبر جبرئيل كمك كارش بود ؛
- و كسى كه هربرترى در آنان است ، در او هم هست و آنان به او نرسند زيرا نيكوييها كه در او بود ، در آن گروه يافت نمىشد .
- چهچيز شما را از سوى او بازگرداند ؟ بدانيم هان ، اينگونه دست فرمانبرى دادن ، آغاز آشوب است . « 2 »
همچنين قصى در آن روز نمىگفت :
- اى دودمان هاشم ! نگذاريد مردم چشم بدوزند كه شما را زيردست كنند . بهويژه تيرهء تيم بن مره - نياى ابو بكر - و تيرهء عدى - نياى عمر -
- كار سرپرستى جز در ميان شما و بهسوى شما نخواهد بود . و جز ابو الحسن على كسى شايستهء آن نيست .
- اى ابو الحسن ! براى رسيدن به آن با دورانديشى ميان را ببند ، زيرا براستى تو سزاوار هستى .
هامش
( 1 ) . شرح ابن ابى الحديد : 2 / 8 .
( 2 ) . رك : تاريخ اليعقوبى : 2 / 103 ؛ رسائل الجاحظ 22 ؛ اسد الغابة 4 / 40 ؛ تاريخ ابو الفداء : 1 / 164 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 3 / 259 ؛ الغدير : 3 / 232 . سرودههاى بالا را از زبان سرايندگانى چند بازگو كردهاند كه بايد به نگاشتههاى نامبرده نگاه كرد .