به سراى پيامبر را بيم مىدهند و بههراس مىافكنند « 1 » و ابو بكر ، عمر بن خطّاب را به سوى ايشان فرستاده و گويد : اگر از پذيرفتن ما سر باز زدند ، با ايشان نبرد كن و عمر آتش مىآورد تا خانه را بر آنان بسوزاند . فاطمه وى را ديده و مىگويد : ابن خطّاب ! آمدهاى خانهء ما را بسوزانى ؟ پاسخ مىدهد : آرى ، مگر در راهى كه مردم افتادهاند شما نيز بيفتيد . « 2 »
و پس از آنكه مىبيند وابستگان يك دستهء سياسى ؛ بهسراى خاندان وحى تاخته و به خانهء فاطمه ريختهاند « 3 » و جلودار ايشان نيز پس از آنكه هيزم خواسته فريادهاى بلندى برداشته است كه : بهخدا سوگند خانه را بر شما خواهم سوزاند مگر بيرون بياييد و دست فرمانبرى بدهيد يا بايد بيرون بيايد و دست فرمانبرى بدهيد و گرنه خانه را با هر كه در آن است ، مىسوزانم . به او مىگويند فاطمه در آن است ! پاسخ مىدهد : باشد ! « 4 »
و پس از آنكه مىبيند - به گفتهء ابن شحنه - عمر بهسوى خانهء على آمده تا آن را با هر كه در آن است ، بسوزاند و فاطمه او را مىبيند كه گويد : در راهى كه مردم افتادهاند شما نيز درآييد ! « 5 »
و پس از آنكه ناله و شيون بانويى اندوهگين و دلخسته يا همان جگرگوشهء پيامبر برگزيده را مىشنود كه از پرده به درآمده ، مىگريد و با بلندترين آواز خويش آوا درمىدهد : پدر ! اى رسول خدا ! پس از تو از دست ابن خطّاب و ابن ابى قحافه ، چهها كشيديم . « 6 »
و پس از آنكه هم او را مىبيند كه فرياد مىكشد و شيون مىكند و همراه با زنان
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى : 3 / 210 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 58 .
( 2 ) . رك : العقد الفريد : 2 / 250 ؛ تاريخ ابو الفداء : 1 / 156 ؛ اعلام النساء : 3 / 1207 .
( 3 ) . رك : الاموال ، ابو عبيد 131 ؛ الامامة و السّياسة ، ابن قتيبه : 1 / 18 ؛ تاريخ طبرى : 4 / 52 ؛ مروّج الذهب :
1 / 414 ؛ العقد الفريد : 2 / 254 ؛ تاريخ اليعقوبى : 2 / 105 .
( 4 ) . تاريخ طبرى : 3 / 198 ؛ الامامة و السياسة : 1 / 13 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 134 و 2 / 19 ؛ اعلام النساء :
3 / 1205 .
( 5 ) . تاريخ ابن شحنه حاشيهء الكامل : 7 / 164 .
( 6 ) . الامامة و السياسة : 1 / 13 ؛ اعلام النساء : 3 / 1206 ؛ الامام على ، عبد الفتّاح عبد المقصود : 1 / 225 .