آقايت تو را ارشاد مىكند .
- و تو در منزلت نسبت به من مانند هارون هستى نسبت به موسى به جز در پيامبرى و اين تو را كافى است ، پس خدا را سپاس كن .
- و او از اوّل خردسالان پيش قدم به دين بود كه ، از وى پذيرندهء راهيافتهاى پيشى نگرفت .
- و پيامبر خدا آمد در حالى كه از او خشنود بود و او از زهرا عليها السّلام پريشان بود .
- پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خاك را از چهرهء او زدود ، چون بدنش را لمس كرد ، و از خاك برخاست در حالى كه در تنهايى با آن مأنوس بود .
- و از روى مهرورزى به او گفت : برخيز اى ابو تراب ! و اين سخن ، سخن دوست صميمى راستگو بود .
- و پيامبر دربارهء دو پسرانش گفت : اين دو در سراى عزّت و سرورى آقاى جوانان شمايند .
- و پيامبر او را از طرف خدا به عنوان مبلّغ فرستاد ، و تنها او به اين خصوصيت برگزيده شد .
- و فرمود : آيا تبليغ براى من شايسته است ، براى مردمى كه از خاندان من نيستند ! پس به من اقتدا كن .
- و عبد اللّه به سائلى كه آمده بود و از ايشان درخواست زيادى مىكرد ، گفت .
و امّا على عليه السّلام ، پس بفهم كه منزلش و منزل رسول خدا كجاست ، پس بشناس او را و گواهى بده .
- و پيوسته روزه دار و رجوعكننده به پروردگارش بود و براى خدا قيام و بندگى مىكرد .
- به آنچه به او مىرسيد ، قانع و از مال دنيا معرض بود . هرگاه مالى براى او مىآوردند از آن دورى مىكرد .
- دنيا را سه طلاقه كرده بود و هرجا كه آن را مىديد به او مىگفت دور شو !
- و او در دنيا نزديكترين ايشان به حق بود و تمام ايشان صاحب حق بودند ، لكن او نزديكترين هدايتشدگان بود .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 76
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٧٦