تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
گرديد . - و در روز بدر به پيامبر اصرار كرد موقعى كه كفّار قريش كفّو خود را خواستند ، وقتى كه مردانگى و هوشيارى او را ديدند . - چه‌كسى پرچمى از پر شترمرغ داشت كه ما را پراكنده مىكرد مانند شترمرغ گريزان ؟ ! - پس به خدا قسم اين بود كه در جنگ بر ما كارهايى را كرد كه متداول نبود . - و در جنگ « احد » به شهادت رسيد بعد از آنكه به هفت نفر از بدترين افراد شربت مرگ چشانيد . - پس رستگار و سيّد الشهدا شد . در ميان فرشتگان خدا مىگردد و صبح مىكند . - رسول خدا بر او نماز خواند و هفتاد مرتبه تكبير گفت ؛ در حالى كه پيامبر ، در تعدد شهدا دو مرتبه تكبير مىگفت . - و فرمود : شهادت حمزه مصيبتى است كه ما هرگز مثل آن مصيبت نديده‌ايم و اگر روزى پيش‌آمد ، آنها را كيفرى بزرگ خواهم داد . - و او در فضيلت از عموهاى ديگرش افزون بود چون‌كه برادر رضاعى او بود ، همچنين شرافتش افزون بود ، پس گواهى بده . - و مادامى كه حمزه بود ، پيامبر از اذيت قريش محفوظ بود و او صاحب مال و در بخشيدن تلف‌كننده آن بود . - وقتى كه آتشى براى ميهمان روشن مىكرد ، بهترين آتش را نزد بهترين روشن‌كننده مىيافت . - و در آن ياد كرده آقاى ما عبّاس ، عموى پيامبر را در ابياتى كه اولش اين است : - و عبّاس در بزرگوارى به مرتبه‌اى رسيد كه به ماه تمام مىگويد ناقصى تو ، دور شو . اين قصيده در شناساندن عقيدهء اين مرد كافى است . اين مقدار از شعر او را از نفح الطيب گرفته‌ايم . « 1 » آنچه اين شعر دربردارد :
هامش
( 1 ) . نفح الطيب 4 / 607 - 603 .