گرديد .
- و در روز بدر به پيامبر اصرار كرد موقعى كه كفّار قريش كفّو خود را خواستند ، وقتى كه مردانگى و هوشيارى او را ديدند .
- چهكسى پرچمى از پر شترمرغ داشت كه ما را پراكنده مىكرد مانند شترمرغ گريزان ؟ !
- پس به خدا قسم اين بود كه در جنگ بر ما كارهايى را كرد كه متداول نبود .
- و در جنگ « احد » به شهادت رسيد بعد از آنكه به هفت نفر از بدترين افراد شربت مرگ چشانيد .
- پس رستگار و سيّد الشهدا شد . در ميان فرشتگان خدا مىگردد و صبح مىكند .
- رسول خدا بر او نماز خواند و هفتاد مرتبه تكبير گفت ؛ در حالى كه پيامبر ، در تعدد شهدا دو مرتبه تكبير مىگفت .
- و فرمود : شهادت حمزه مصيبتى است كه ما هرگز مثل آن مصيبت نديدهايم و اگر روزى پيشآمد ، آنها را كيفرى بزرگ خواهم داد .
- و او در فضيلت از عموهاى ديگرش افزون بود چونكه برادر رضاعى او بود ، همچنين شرافتش افزون بود ، پس گواهى بده .
- و مادامى كه حمزه بود ، پيامبر از اذيت قريش محفوظ بود و او صاحب مال و در بخشيدن تلفكننده آن بود .
- وقتى كه آتشى براى ميهمان روشن مىكرد ، بهترين آتش را نزد بهترين روشنكننده مىيافت .
- و در آن ياد كرده آقاى ما عبّاس ، عموى پيامبر را در ابياتى كه اولش اين است :
- و عبّاس در بزرگوارى به مرتبهاى رسيد كه به ماه تمام مىگويد ناقصى تو ، دور شو .
اين قصيده در شناساندن عقيدهء اين مرد كافى است . اين مقدار از شعر او را از نفح الطيب گرفتهايم . « 1 »
آنچه اين شعر دربردارد :
هامش
( 1 ) . نفح الطيب 4 / 607 - 603 .