و در قصيدهء « عشرهء مبشره » را مدح كرد و مناقبى را كه مخصوص به ابى بكر بن ابى قحافه است در چهارده بيت آورده كه اولش اين است :
- پس از ايشان است ابو بكر خليفهاى كه در هرجايى براى او تقدم است .
- و راستگو و هادى مردم بود و مالش را در راه خدا ايثار مىكرد و هدايت شده بود .
سپس آنچه را مخصوص به عمر بن خطاب است در بيست و دو بيت آورده كه اولش اين است :
- و در فضيلت ، عمر پيرو او مىشود ؛ كسى كه از كمانهاى راستى تير محكمى انداخت .
- و هركس قصد سعادت كند به آن نمىرسد و ليكن كسى را كه خدا خوشبخت كند نيكبخت مىشود .
آنگاه مناقب عثمان را در پانزده بيت به نظم درآورده كه اولش اين است :
- و محبت من به عثمان بن عفان است زيرا كه اعتماد من بر اوست و او مقصد و مقصود من است .
- پيشوايى كه بر اذيتها شكيبا بود ؛ و در اوج توانايى ، با جنايتكار بردبار و خوشرفتار بود .
و بعد از مناقب امير المؤمنين عليه السّلام ، از دو سبط پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ياد نموده :
- توسل من به دو آقايان حسن و حسين است و من به جدّ آندو ، در روز قيامت موقعى كه تنها ماندم ، اميد دارم .
- آندو روشنايى چشم پيامبر و آقاى جوانان مردمند در بهشت جاودانند .
- و فرمود آندو ريحانهء منند ، دوست دارم كسى كه آنها را دوست دارد . پس به راستى دوست بدار آنها را تا سعادتمند شوى .
- آندو شباهت به پيامبر را بهطور مساوى تقسيم كردند و ممكن نيست كه از ايشان تجاوزى ديده شود .
- پس از سينه به پايين حسين ، شباهت به پيامبر داشت و براى حسن از سينه به بالا بود و اين تو را كافى است ، پس آماده باش .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٧٧