تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
- و از براى حسن مزايايى بود مانند گفتهء او كه اين پسرم سيّد ، پسر سيّد است . - به زودى پروردگار جهانيان به بركت او عالم را اصلاح كند بر گروهى از ايشان كه داراى تفرقهء زياد هستند . تا آنجا كه گويد : - و حسين قاطع دورانديش بود . هرگاه دليران در جنگ كوتاهى مىكردند او سخت مىجنگيد . - در جنگ و بخشش شبيه پيامبر خدا بود و بهترين شهيدان بود كه طعم شمشير را چشيد . - براى قتلگاه او ديده‌ها گريه مىكند و شايسته است كه بگريد . پس بر خداست پاداش آن و دوستى او را بزرگ بدار . - پس نفرين و غضب خدا باد بر يزيد و شمر و بر كسى كه به سوى اين مقصد پست حركت كرد . و در آن قصيده ، حمزه سيّد الشّهدا عليه السّلام را ياد كرده ، و گفته است : - و كيست مانند شير خدا حمزه ، صاحب جود و كرم ، نابودكننده دشمنان و پناه دهندهء آوارهء غريب ؟ - پس چه بسيار از گردن‌هاى دشمنان كه با شمشير او بريده شد و چه بسيار از پيامبر برگزيده در مشكلات دفاع كرد . - پس رسول خدا فرمود اين را فرمان دادم و براى من شير ژيانى است در هركارزارى . - و ابو جهل گفت : محمّد را اجابت كردى در آنچه كه اراده كرده است ، پس بسيار لرزيد . - يك‌بار با كمان و بار ديگر با شمشير برنده‌اى در ميان خويشانش بر سر او . - و به او گفت : من بر دين او هستم ، پس اگر قدرت دارى ، از راه من كنار برو و برگرد . - پس ابو جهل خوار شد و اظهار مهربانى نموده به قباحت بدگويى در حقّ « احمد » اقرار كرد . - پس حمزه برگشت و به سعادت نايل گشت . ارشاد شد و براى دين خدا بزرگترين ياور