- و از براى حسن مزايايى بود مانند گفتهء او كه اين پسرم سيّد ، پسر سيّد است .
- به زودى پروردگار جهانيان به بركت او عالم را اصلاح كند بر گروهى از ايشان كه داراى تفرقهء زياد هستند .
تا آنجا كه گويد :
- و حسين قاطع دورانديش بود . هرگاه دليران در جنگ كوتاهى مىكردند او سخت مىجنگيد .
- در جنگ و بخشش شبيه پيامبر خدا بود و بهترين شهيدان بود كه طعم شمشير را چشيد .
- براى قتلگاه او ديدهها گريه مىكند و شايسته است كه بگريد . پس بر خداست پاداش آن و دوستى او را بزرگ بدار .
- پس نفرين و غضب خدا باد بر يزيد و شمر و بر كسى كه به سوى اين مقصد پست حركت كرد .
و در آن قصيده ، حمزه سيّد الشّهدا عليه السّلام را ياد كرده ، و گفته است :
- و كيست مانند شير خدا حمزه ، صاحب جود و كرم ، نابودكننده دشمنان و پناه دهندهء آوارهء غريب ؟
- پس چه بسيار از گردنهاى دشمنان كه با شمشير او بريده شد و چه بسيار از پيامبر برگزيده در مشكلات دفاع كرد .
- پس رسول خدا فرمود اين را فرمان دادم و براى من شير ژيانى است در هركارزارى .
- و ابو جهل گفت : محمّد را اجابت كردى در آنچه كه اراده كرده است ، پس بسيار لرزيد .
- يكبار با كمان و بار ديگر با شمشير برندهاى در ميان خويشانش بر سر او .
- و به او گفت : من بر دين او هستم ، پس اگر قدرت دارى ، از راه من كنار برو و برگرد .
- پس ابو جهل خوار شد و اظهار مهربانى نموده به قباحت بدگويى در حقّ « احمد » اقرار كرد .
- پس حمزه برگشت و به سعادت نايل گشت . ارشاد شد و براى دين خدا بزرگترين ياور
الغدير ( فارسى ) — صفحة 78
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٧٨