تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
- و سيماى خدايى در ميان جهانيان ظاهر شد . - پس چگونه در پهلو و سينه به وديعت نهاده شد ؟ من نمىدانم . - دعاگويان آمد ، در حالى كه درد زايمان او را گرفته بود ، دعاگويان آمد . - به‌طرف شاخهء درخت خرما ، امّا به لطف خداوند مهربان فيض‌بخش . - پس پروردگار آفريننده را با دل دردناكى خواند . - چطور ناله كرد ؟ چگونه فرياد كرد ؟ و چطور نوحه كرد ؟ من نمىدانم . - من ندانم جز از اينكه خانهء خدا او را پاسخ داد . - با لبخندى و سپس بر ديوار خانه درى باز شد . - داخل شد و انسانى پاكدل در آن پنهان گشت . - تنها اين را مىدانم و غير اين را من نمىدانم . - چگونه بدانم ، و حال آنكه اين رازى است كه عقلها را حيران كرده است . - رازى كه امروز پديد آمده ، امّا همواره اصل مهمّى بوده است . - مظهرى براى خداست ، ولى نه همتاى خدا بوده و نه خدا در او حلول كرده است . - نهايت ادراك من آن است كه بدانم كه من نمىدانم . - على پاك زاييده شد و كيست كه در والامقامى با او برابر باشد ؟ - گروهى به دو هدايت يافتند و گروهى سرگردان شدند . - مردمى هم گمراه شدند و گمان كردند كه او در واقع خداست . - آيا اين ديوانگى عشق كيفر ندارد ؟ من نمىدانم . شاعر گرانمايه و استاد مسيحى ، بولس سلامه هم ميلاد او را به نظم آورده در اوّل قصيده‌اش موسوم به عيد غدير ، به نظم درآورده و گفته است : - شب در دل تاريكى طولانى صداى آهسته‌اى را شنيد كه همانند نالهء گمشده‌اى بود . - از دردهاى نهانى و خشم درونى و از بشارتها و اميد خوشبختى . - بانوى آزادى كه درد زايمان او را ناراحت كرده بود ، به پردهء استوار كعبه پناه برد . - كعبه‌اى كه در سختىها مايهء اميدوارى است و چونان پل موجب رسيدن بنده به