- و سيماى خدايى در ميان جهانيان ظاهر شد .
- پس چگونه در پهلو و سينه به وديعت نهاده شد ؟ من نمىدانم .
- دعاگويان آمد ، در حالى كه درد زايمان او را گرفته بود ، دعاگويان آمد .
- بهطرف شاخهء درخت خرما ، امّا به لطف خداوند مهربان فيضبخش .
- پس پروردگار آفريننده را با دل دردناكى خواند .
- چطور ناله كرد ؟ چگونه فرياد كرد ؟ و چطور نوحه كرد ؟ من نمىدانم .
- من ندانم جز از اينكه خانهء خدا او را پاسخ داد .
- با لبخندى و سپس بر ديوار خانه درى باز شد .
- داخل شد و انسانى پاكدل در آن پنهان گشت .
- تنها اين را مىدانم و غير اين را من نمىدانم .
- چگونه بدانم ، و حال آنكه اين رازى است كه عقلها را حيران كرده است .
- رازى كه امروز پديد آمده ، امّا همواره اصل مهمّى بوده است .
- مظهرى براى خداست ، ولى نه همتاى خدا بوده و نه خدا در او حلول كرده است .
- نهايت ادراك من آن است كه بدانم كه من نمىدانم .
- على پاك زاييده شد و كيست كه در والامقامى با او برابر باشد ؟
- گروهى به دو هدايت يافتند و گروهى سرگردان شدند .
- مردمى هم گمراه شدند و گمان كردند كه او در واقع خداست .
- آيا اين ديوانگى عشق كيفر ندارد ؟ من نمىدانم .
شاعر گرانمايه و استاد مسيحى ، بولس سلامه هم ميلاد او را به نظم آورده در اوّل قصيدهاش موسوم به عيد غدير ، به نظم درآورده و گفته است :
- شب در دل تاريكى طولانى صداى آهستهاى را شنيد كه همانند نالهء گمشدهاى بود .
- از دردهاى نهانى و خشم درونى و از بشارتها و اميد خوشبختى .
- بانوى آزادى كه درد زايمان او را ناراحت كرده بود ، به پردهء استوار كعبه پناه برد .
- كعبهاى كه در سختىها مايهء اميدوارى است و چونان پل موجب رسيدن بنده به
الغدير ( فارسى ) — صفحة 47
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٧