تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
- و فرياد مىزد آيا براى نجات من از سوختن راهى هست ؟ - اين آتش را كه مرا فراگرفته است ، چگونه خاموش كنم ؟ من نمىدانم . - نورى تابيد و همهء هستى را روشن كرد . - نه ماهى را در آسمان ديدم و نه ستارهء درخشانى را . - و جستجو كردم و در آنجا آذرخشى را نيافتم . - پس براى چه نورى اين جهان را روشن كرده است ؟ من نمىدانم . - اين باغ پيش از اين در پژمردگى بود . - ناگهان ابرهايى باران‌زا در آسمان پديدار گشت و باريدن گرفت . - و در آن هنگام باد خنكى جانهاى زمينيان را نوازش داد . - چطور اوضاع دگرگون شد و چهرهء روزگار زيبا و خوشبو آمد ؟ من نمىدانم . - برخاستم تا بر پرسش از اين و آن ، پرده از اين راز بردارم . - و همه را ديدم كه مانند من در اضطراب و پريشانى هستند . - و انديشه‌ها را در مخالفت و برخورد با يكديگر يافتم . - و آخر كار ناتوانى همه را فراگرفت و گفت : من نمىدانم . - در اين هنگام عاطفه‌اى محبّت‌آميز نهانى مرا آگاهى داد . - و من گمان كردم و داناى زيركى اين حقيقت را به ديده يقين باور كرد . - كه ميلاد مولاى ما امير المؤمنين فرارسيده است . - پس واگذار نادان را تا بگويد كه من نمىدانم . - در كعبهء خداى بخشنده نوزادى غير از او نبوده است . - زيرا او در والامقامى برتر از آن است كه در ميان آفريدگان همانندى داشته باشد . - و يادش پياپى در قرآن محكم خدا آمده است . - آيا نادان بددل بعد از اين مىگويد : من نمىدانم . - فاطمه آمد ، در حالى كه بهترين فرزند را دربر داشت . - نوزادى با نورى پاك آمد نه از آب پست .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 46 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى