- ناگهان بشارتى سراسر دلش را فراگرفت و كنار از ديوار خانه لبخند دلنشين فرشته وحى نمايان شد .
- ستارهء زهره شكافت ؟ يا ماه دونيمه شد ؟ يا صبح پردهء شب را كنار زد و دميد ؟
- يا برق درخشيد و جهان روشن شد ؟ يا افق شكافت و دوباره بههم پيوست ؟ و برهان معراج پيامبر گرديد .
- يا خانه به دستى اشاره كرد كه داخل شو و خاطرجمع باش به خدايى كه بخشنده است .
- پس در اينجا صاحب مقامى بلند چون زاييده شود ، على كسى كه به دو حطيم و مقام من است و ركن به بالاترين رتبهها مىرسد .
- فاطمه داخل شد و ديوار به حال اوّل برگشت و پرده برداشته نشد .
- وقتى كه نور تجلى كرد و راز نهانى از نور ماه تمامى آشكار شد كه به دو تاريكىها بر طرف مىشود و همه مردم از تباهى نجات مىيابند .
- پاك به دنيا آمد پسرى كه در بزرگوارى و و الا مقامى از بالاى عرش گذشت .
- پس فرشتگان فروتنانه در برابر او خضوع مىكنند و پيامبران بزرگ امّت خودشان را در سالهاى گذشته به آمدن او بشارت دادند .
- او خدا را شناخت و حال آنكه نه زمينى وجود داشت و نه آسمانى هفت طبقه سايه افكنده بود .
- پس براى او به سجده افتادند و هرصحيفه و كتابى كه پيش از او بر پيامبران بزرگوار نازل شده بود ، درباره او سخن گفتند .
- اگر خانه خدا طوافگاه مردم است ، پس على عليه السّلام به برترين مقام دست يافت .
- زيرا به بركت او خانهء خدا طواف مىشود و سعى به سوى ركن براى استلام و لمس كردن حجر الاسود انجام مىپذيرد پس خانهء خدا شادمان و طربناك شد .
- در خانهء خدا نوزادى غير از او نبود ، اگر بوده مانند او را در والامقامى بيار .
- خداى تعالى به او علم آموخت و غذاى گواراى او علم بود كه پيش از باز گرفتنش از
الغدير ( فارسى ) — صفحة 44
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٤