تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
- ناگهان بشارتى سراسر دلش را فراگرفت و كنار از ديوار خانه لبخند دلنشين فرشته وحى نمايان شد . - ستارهء زهره شكافت ؟ يا ماه دونيمه شد ؟ يا صبح پردهء شب را كنار زد و دميد ؟ - يا برق درخشيد و جهان روشن شد ؟ يا افق شكافت و دوباره به‌هم پيوست ؟ و برهان معراج پيامبر گرديد . - يا خانه به دستى اشاره كرد كه داخل شو و خاطرجمع باش به خدايى كه بخشنده است . - پس در اينجا صاحب مقامى بلند چون زاييده شود ، على كسى كه به دو حطيم و مقام من است و ركن به بالاترين رتبه‌ها مىرسد . - فاطمه داخل شد و ديوار به حال اوّل برگشت و پرده برداشته نشد . - وقتى كه نور تجلى كرد و راز نهانى از نور ماه تمامى آشكار شد كه به دو تاريكىها بر طرف مىشود و همه مردم از تباهى نجات مىيابند . - پاك به دنيا آمد پسرى كه در بزرگوارى و و الا مقامى از بالاى عرش گذشت . - پس فرشتگان فروتنانه در برابر او خضوع مىكنند و پيامبران بزرگ امّت خودشان را در سالهاى گذشته به آمدن او بشارت دادند . - او خدا را شناخت و حال آنكه نه زمينى وجود داشت و نه آسمانى هفت طبقه سايه افكنده بود . - پس براى او به سجده افتادند و هرصحيفه و كتابى كه پيش از او بر پيامبران بزرگوار نازل شده بود ، درباره او سخن گفتند . - اگر خانه خدا طوافگاه مردم است ، پس على عليه السّلام به برترين مقام دست يافت . - زيرا به بركت او خانهء خدا طواف مىشود و سعى به سوى ركن براى استلام و لمس كردن حجر الاسود انجام مىپذيرد پس خانهء خدا شادمان و طربناك شد . - در خانهء خدا نوزادى غير از او نبود ، اگر بوده مانند او را در والامقامى بيار . - خداى تعالى به او علم آموخت و غذاى گواراى او علم بود كه پيش از باز گرفتنش از