- پس به دنيا آمدى ، در حالى كه براى خداى نگاهبان سجدهكننده بودى و عوالم هستى به ظهور تو ابراز خوشحالى كرد .
- به دنيا آمدى ، در حالى كه كامل بودى و به جهت شرافت ذاتى نافى از تو بريده نشد و بر تو ختنهاى صورت نگرفت . « 1 »
- پس آمنه قصرهاى شام را ديد و ترا زاييد ، در حالى كه اركان كعبه از او پنهان نبود . « 2 »
- حليمهء سعديه « 3 » آمد ، در حالى كه به روى فرزند آمنه نگاه مىكرد و چنان خوشحال بود كه خاطرهها از وصف آن حيران است .
- فرزند ذى يزن « 4 » صبح كرد ، در حالى كه پنهانى به رسالت تو مؤمن بود تا آنكه جدّ تو گواهى دهد .
- خداوند سينه ترا در چهار سالگى شرحه شرحه كرد و برادرانت فرشتگان را در اطراف تو ديدند . « 5 »
- در پنج سالگى در سايه ابرى راه مىرفتى كه شدّت گرما بر تو سايه افكنده بود و جرم آن چون سنگ سخت بود .
- در هفت سالگى بر دير راهبى گذشتى و ديوار دير خم شد و تعظيم كرد و مطران اسلام آورد .
- همچنين در بيست و پنج سالگى نسطور راهب كه به تو سوء قصد داشت ، از تو
هامش
( 1 ) . در اين بيت اشاره كرده است به آنچه كه حافظ بيهقى و حاكم و ابن عساكر و ديگران نقل كردهاند كه آن حضرت ختنه شده و ناف بريده به دنيا آمد .
( 2 ) . اشاره است به حديث ديدن آمنه مادر پيامبر بزرگوار قصرهاى شام را در هنگامى كه آن حضرت را زاييد ر ك : تاريخ ، ابن كثير : 2 / 264 .
( 3 ) . وى دختر ابو ذؤيب است كه قريب چهار سال دايهء رسول خدا بود . ر ك : امتاع الاسماع 27 .
( 4 ) . سيف بن ذى يزن حميرى پادشاه يمن به عبد المطلب بعثت پيامبر را بشارت داد و حافظ ابو بكر خرائطى حديث آن را در كتابش هواتف الجنان نقل كرده و جمعى از حافظان و تاريخنگاران نيز آن را در كتابهايشان آوردهاند .
( 5 ) . در اين بيت و ابيات بعدى به قضايايى از دلايل نبوّت اشارت رفته است كه تمامى آنها در كتابهاى شرح احوال پيامبر و دلايل پيامبرى و تواريخ وجود دارد .