شير با اشتياق آن را نوشيد .
- جهان هستى در برابر سيادت او كوچك است و وحى از پاكنژادى او خبر مىدهد .
- شيعيان را به ميلاد او مژده دهيد و علّامهء بزرگ ، امام شيرازى را قصد كنيد كه سرچشمه علم و مركز ادب و اخلاق است .
و او راست قصيدهاى ديگر در ميلاد امير المؤمنين عليه السّلام كه معارضه كرده به آن با قصيدهء ملحدانهء ايليا ابو ماضى به قافيهء لست ادرى معارضه كرده گويد :
- عالم هستى از مژدگانى خوشحال شد و شادمانى همه را فراگرفت .
- و قمرى صبح كرد ، در حالى كه از لبخند شكوفهها نغمهسرايى مىكرد .
- و پرندگان در بالاى درختان جنگلى آواز مىخواندند .
- اين بشارت بهر چيست و اين خوشى براى چه ؟ من نمىدانم .
- باد مىوزد و در آنجا درخت بزرگ راست قامتى در حال رقصيدن بود .
- و بر آن درخت پرندگانى بودند كه با بال زدن خوشحالى مىكردند .
- و بلبل آواى زندگى را بر شاخسار زمزمه مىكرد .
- از براى چه اين درخت مىرقصد ؟ من نمىدانم .
- روى زمين پوشيده از گلهاى زيباى بهارى بود .
- هرشاخهاى خرامان به حركت و به زيور گلها و ميوههاى فراوان پربار آراسته بود .
- و نازنازان با پوشش زيباى شگفتانگيزش به خود مىباليد .
- در حالى كه مىگفت : آيا كسى مثل من يافت مىشود ؟ من نمىدانم .
- نسيم تازه در گوش گلها آهسته آهسته سخن مىگفت :
- بنگر كه با نشاط و از خشنودى خندان است .
- و شاخه با تكان خوردن ، اظهار خودنمايى و آرامش مىكرد .
- چيست آن چيزى كه گفت چيست ؟ با خنده پاسخ داد كه من نمىدانم .
- نيمى از زمين را شعلههاى آتش سرخ پوشانيد .
- و بلبل دلش از ترس سوختن مىتپيد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 45
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٥