تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
شير با اشتياق آن را نوشيد . - جهان هستى در برابر سيادت او كوچك است و وحى از پاك‌نژادى او خبر مىدهد . - شيعيان را به ميلاد او مژده دهيد و علّامهء بزرگ ، امام شيرازى را قصد كنيد كه سرچشمه علم و مركز ادب و اخلاق است . و او راست قصيده‌اى ديگر در ميلاد امير المؤمنين عليه السّلام كه معارضه كرده به آن با قصيدهء ملحدانهء ايليا ابو ماضى به قافيهء لست ادرى معارضه كرده گويد : - عالم هستى از مژدگانى خوشحال شد و شادمانى همه را فراگرفت . - و قمرى صبح كرد ، در حالى كه از لبخند شكوفه‌ها نغمه‌سرايى مىكرد . - و پرندگان در بالاى درختان جنگلى آواز مىخواندند . - اين بشارت بهر چيست و اين خوشى براى چه ؟ من نمىدانم . - باد مىوزد و در آنجا درخت بزرگ راست قامتى در حال رقصيدن بود . - و بر آن درخت پرندگانى بودند كه با بال زدن خوشحالى مىكردند . - و بلبل آواى زندگى را بر شاخسار زمزمه مىكرد . - از براى چه اين درخت مىرقصد ؟ من نمىدانم . - روى زمين پوشيده از گلهاى زيباى بهارى بود . - هرشاخه‌اى خرامان به حركت و به زيور گلها و ميوه‌هاى فراوان پربار آراسته بود . - و نازنازان با پوشش زيباى شگفت‌انگيزش به خود مىباليد . - در حالى كه مىگفت : آيا كسى مثل من يافت مىشود ؟ من نمىدانم . - نسيم تازه در گوش گلها آهسته آهسته سخن مىگفت : - بنگر كه با نشاط و از خشنودى خندان است . - و شاخه با تكان خوردن ، اظهار خودنمايى و آرامش مىكرد . - چيست آن چيزى كه گفت چيست ؟ با خنده پاسخ داد كه من نمىدانم . - نيمى از زمين را شعله‌هاى آتش سرخ پوشانيد . - و بلبل دلش از ترس سوختن مىتپيد .