تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
39 - ميرزا محمّد خليلى نجفى يكى از شعراى غدير . 40 - سيد على نقى لكنهويى هندى يكى از شعراى غدير كه او را قصيدهء موزونى است در ميلاد شريف آن حضرت كه بدان استاد و سرور ما ميرزا على شيرازى را تبريك مىگويد و اين است آن قصيده : - چه‌كسى ظاهر شد كه به دو خانهء خدا و شبهاى ماه رجب روشن آمد ؟ - جهان هستى از بشارتى به وجود آمد ، آنگاه كه بزرگمردى شريف و نورانى آشكار شد . - و اين ندا آمد كه حجت خدا و امام بر حق آمد ، همو كه پدر نيك رهبران پارسا بود . - خدا او را به فضيلتى نمايان و امتيازاتى اختصاص داد كه درخشان و روشنگر بود . - و مقام او از كعبهء فرشتگان در آسمان چهارم فراتر رفت ، در حالى كه زادگاهش بهترين جاها بود و شهابهاى آسمانى را از اوج به زير كشيد . - براستى آن اوّل خانه‌اى است كه براى همگان بنا نهاده شد و همه در برابر آن فروتن آمدند . - و بر شهرنشين و صحرانشين واجب است كه باهم حج نمايند ، عبادتى كه بالاترين مقام قرب را درپى دارد . - و آن قبلهء مردم در هرنماز است و پناهگاهى نجات‌بخش . - و خداوند آن را براى پناهندگى آماده ساخت تا هرعاشق دلباخته‌اى بدان روى آورد و پاسخ درخواست خود را در آن بيابد . - اين است فاطمه دختر اسد كه با اندوه و افسردگى قصد خانهء خدا كرد . - و آفريدگار بىنيازش را با دلى گداخته و پرشور و شوق خواند . - فرياد كرد : بار خدايا كه پروردگار جهانيانى ، برآورندهء نيازهاى بيچارگانى . - برطرف‌كننده اندوه و غمگنانى و اجابت‌كنندهء گدايانى ، من به جاى پناه بردن به مردم به سوى تو آمدم و از تو مىخواهم كه اندوهم را بر طرف كنى . - در آن ميان كه با پروردگارش رازونياز مىكرد و از غصّه‌اش به خداى بخشنده شكوه مىنمود .