تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
- هرگاه از خانه حله بابل غايب شديد ، پس در اطراف آن از ابرها بارانى نباريد . - و در آن لبهاى ابر خندان نشود و از شبنم آن باقيمانده منازل سبز نشود . - و نسيم تندى نوزيد و شبنمى در اين شب بر ويرانه‌ها سير نكرد . - و ملامتى صادر نشد و به آن چراننده‌اى كه ميان فصل‌هاى آن كودك از شير گرفته‌اى باشد ظاهر نشد . - و براى كبوتران آوازه‌خوان در لباس سبز نمايان نشد . - چه سود دارد ، و حال آنكه اهلى نيست و انجمن آن از آنكه پيمانى بسته شود خالى است . - و آشناى آن را مخفى مىكند ، پس اهل آن بيگانه و بيگانگان آشنايانند . - خدا را در سايه درگاهش رعايت كرد و ما در سمت شرقى اثيل منزل كرده بوديم . - شبهايى كه نه بازگشت بهار ، پژمردگى آن را بر طرف مىكرد و نه رجوع به منزل رفع خستگى مىنمود . - با آن حال عشق مىورزيدم و باد صبا هم براى من مساعد بود و دشوارى عشق را آسان مىنمود و پيش من آرام بود . - و هنگامى كه ما در طى بوديم چشم ما وعده ديدار نداشت و ديده اقبال هم خسته و فرسوده نبود . - ما مىخوابيديم و غير از پاكدامنى و عفت شعارى نداشتيم و در مقابل سخن‌چين حصارى داشتيم . - مانند دو روح در يك جسم كه با پاكدامنى اقامت كنند و حال آنكه فرزندان عفيف كم بودند . - تا آنكه گروه شما اعلان جدايى كرد و جمع كرد شما را و قصد راهنمايى شما را نمود . - عشق از من تقاضاى راهنمايى نمود و گوينده‌اى براى ضلالت آن نيست و نه براى گناهى كه مرتكب شده نگهدارنده‌اى است . - مرا آنگاه كه به شما ستم نمود كفايت مىكند . علاج نادانى در اطراف او نيست .