- هرگاه از خانه حله بابل غايب شديد ، پس در اطراف آن از ابرها بارانى نباريد .
- و در آن لبهاى ابر خندان نشود و از شبنم آن باقيمانده منازل سبز نشود .
- و نسيم تندى نوزيد و شبنمى در اين شب بر ويرانهها سير نكرد .
- و ملامتى صادر نشد و به آن چرانندهاى كه ميان فصلهاى آن كودك از شير گرفتهاى باشد ظاهر نشد .
- و براى كبوتران آوازهخوان در لباس سبز نمايان نشد .
- چه سود دارد ، و حال آنكه اهلى نيست و انجمن آن از آنكه پيمانى بسته شود خالى است .
- و آشناى آن را مخفى مىكند ، پس اهل آن بيگانه و بيگانگان آشنايانند .
- خدا را در سايه درگاهش رعايت كرد و ما در سمت شرقى اثيل منزل كرده بوديم .
- شبهايى كه نه بازگشت بهار ، پژمردگى آن را بر طرف مىكرد و نه رجوع به منزل رفع خستگى مىنمود .
- با آن حال عشق مىورزيدم و باد صبا هم براى من مساعد بود و دشوارى عشق را آسان مىنمود و پيش من آرام بود .
- و هنگامى كه ما در طى بوديم چشم ما وعده ديدار نداشت و ديده اقبال هم خسته و فرسوده نبود .
- ما مىخوابيديم و غير از پاكدامنى و عفت شعارى نداشتيم و در مقابل سخنچين حصارى داشتيم .
- مانند دو روح در يك جسم كه با پاكدامنى اقامت كنند و حال آنكه فرزندان عفيف كم بودند .
- تا آنكه گروه شما اعلان جدايى كرد و جمع كرد شما را و قصد راهنمايى شما را نمود .
- عشق از من تقاضاى راهنمايى نمود و گويندهاى براى ضلالت آن نيست و نه براى گناهى كه مرتكب شده نگهدارندهاى است .
- مرا آنگاه كه به شما ستم نمود كفايت مىكند . علاج نادانى در اطراف او نيست .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 522
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٢٢