- مىگفت : اى شمر ! در كشتن پسر فاطمه شتاب نكن ، زيرا عجله ستوده نيست .
- آيا اين پسر على و بتول نيست و كسى كه پيامبرى در اين امت به جد او پايان يافت ؟
اين است امام ، آنچنان منتهى به شرافت ذريه مىشود كه ستاره زحل به آن بلند مرتبگى نمىرسد .
- از لغزشى كه تو را در آتش جهنم مىاندازد حذر كن و جدا لغزشها جوان را ساقط و پست مىكند .
- شمر بدبخت جز مخالفت كارى نكرد و آيا شايسته نكوهش اهل كفر نيست ؟
- و سرى را خواست جدا كند كه مدتها پيامبر لب و دندان آن را بوسيده بود .
- تا آنكه خواهرش را ديد در آن نزديكى كه افتان و خيزان مىآيد .
- دستش را از غصه زياد بر قلبى گذارد كه از غم و اندوه مضطرب بود .
- مىگفت : اى يگانهاى كه ما عمرى به تو اميد داشتيم ، پس آرزوى ما ناكام شد .
- اى ماهى كه در شرافت بالا رفت و در خاك پنهان شد و حال آنكه كامل بود .
- برادرم تو خورشيدى بودى كه به آن روشن مىشدند پس نزد ما كودكى رها شد .
- تو پايه شرافت بودى كه از اساس آن نمايان بودى و اكنون اسطوانه بزرگى ويران و منتقل شده است .
- تو كريم الطرفين بودى كه اسب در سرعتش به آن نمىرسد و از ابتدا درك بزرگى كرد و او نگهدار شرف بود .
- خيال نمىكردم از قبل در ميان مردم پست گرفتار و راهها از جلويت بسته باشد .
- اگر جغد به شكار شاهين شتاب كند پيروز مىشود و يا بزغاله شيرى را غافلگير كند ؟ !
- نه ، فكر نمىكردم كه دريايى از تشنگى بميرد و حال آنكه از او آبراهى به تندرستان متصل باشد .
- اى كاش چشم تو بعد از محجوب شدن ما را اسير مىديد كه اشرار و فرومايگان چگونه ما را مىكشند .
- ما را بر شتران بىجهاز سير مىدادند و ساربان به ما نه مهلت مىداد و نه مدارا مىكرد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 519
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥١٩