- مرگ را كه در ذائقه تو گوارا و براى غيرت تو ناگوار و ناسازگار مىبينيم .
- پس نيرومندى به تلخى و شدت به كندى مبدل نشد مگر آنكه تو شتاب داشتى .
- هنگامى كه حمله كردى دشمنانت مانند توده ريگ بودند كه باد آنها را پراكنده مىكرد .
- جانم فداى گونههاى خاكآلوده خاندان پيامبر كه در زمين كربلا افتاده بودند .
- و حسين چون ماهى كه در اطرافش ستارگان ظاهر شده بودند .
- تشنه از دنيا رفت ، در حالى كه آب لبريز بود و بدترين مردم از آشاميدن آن منع نمودند .
- و رگهاى سبط پيامبر را بريدند و ديوى به نامردى او را كشت .
- و اسب او در حالى كه خبر مرگ او را مىداد برگشت و صحرا از شيهه او پر شده بود .
- پس چون بانوان طاهرات خبر مرگ او را شنيدند و اسب را با زين واژگون ديدند ،
- از سراپرده بيرون ريختند در حالى كه لباسهايشان غارت شده بود و بر حسين مىگريستند .
- جانم فداى خواهر سبط پيامبر كه با صداى بلند ناله مىكرد و مىگفت :
- برادرم ، اى ماهى كه بعد از طلوعش نهان گشتى و در موقع كمالش غروب نمودى ،
- برادرم خورشيدى بودى كه خورشيد از نور او تار و چشم از ديدنش كمسو مىشد .
- و شاخهاى بودى كه بينندگان را از جهت ترى و سبزى مسرور مىنمودى ، پژمردگى او را فراگرفت .
تا آنجا كه گويد :
- آيا حسين تشنه كشته شود ، حال آنكه جدش پيامبر خداست .
- و از نوشيدن آب منع شد ، در حالى كه گروهى آزاد در نوشيدن بودند .
- و خاندان پيامبر در منازل ويران و آل زياد در قصرها منزل كرده بودند .
- و خاندان اب سفيان در اوج دولت لشكريان را حركت مىدادند .
- صدمهاى كه از آنها به دين رسيد نزديك بود كه از سنگينى آن كوهها از هم پاشيده شود .
- اندوه من براى توست اى فرزند پيامبر ، هرچند زمان بگذرد به همان اندازه اندوهم
الغدير ( فارسى ) — صفحة 525
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٢٥