تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
- مرگ را كه در ذائقه تو گوارا و براى غيرت تو ناگوار و ناسازگار مىبينيم . - پس نيرومندى به تلخى و شدت به كندى مبدل نشد مگر آنكه تو شتاب داشتى . - هنگامى كه حمله كردى دشمنانت مانند توده ريگ بودند كه باد آنها را پراكنده مىكرد . - جانم فداى گونه‌هاى خاك‌آلوده خاندان پيامبر كه در زمين كربلا افتاده بودند . - و حسين چون ماهى كه در اطرافش ستارگان ظاهر شده بودند . - تشنه از دنيا رفت ، در حالى كه آب لبريز بود و بدترين مردم از آشاميدن آن منع نمودند . - و رگهاى سبط پيامبر را بريدند و ديوى به نامردى او را كشت . - و اسب او در حالى كه خبر مرگ او را مىداد برگشت و صحرا از شيهه او پر شده بود . - پس چون بانوان طاهرات خبر مرگ او را شنيدند و اسب را با زين واژگون ديدند ، - از سراپرده بيرون ريختند در حالى كه لباسهايشان غارت شده بود و بر حسين مىگريستند . - جانم فداى خواهر سبط پيامبر كه با صداى بلند ناله مىكرد و مىگفت : - برادرم ، اى ماهى كه بعد از طلوعش نهان گشتى و در موقع كمالش غروب نمودى ، - برادرم خورشيدى بودى كه خورشيد از نور او تار و چشم از ديدنش كم‌سو مىشد . - و شاخه‌اى بودى كه بينندگان را از جهت ترى و سبزى مسرور مىنمودى ، پژمردگى او را فراگرفت . تا آنجا كه گويد : - آيا حسين تشنه كشته شود ، حال آنكه جدش پيامبر خداست . - و از نوشيدن آب منع شد ، در حالى كه گروهى آزاد در نوشيدن بودند . - و خاندان پيامبر در منازل ويران و آل زياد در قصرها منزل كرده بودند . - و خاندان اب سفيان در اوج دولت لشكريان را حركت مىدادند . - صدمه‌اى كه از آنها به دين رسيد نزديك بود كه از سنگينى آن كوهها از هم پاشيده شود . - اندوه من براى توست اى فرزند پيامبر ، هرچند زمان بگذرد به همان اندازه اندوهم