تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
- از باد صبا شفاى بيماريم را مىخواهم . عجيب است كه بيمارى بيمارى را شفا دهد . - شايد باد صبا در منزل دور يا نزديك باشد يا از تو در مثال كمياب‌تر باشد . - درود مىگويم ابر را اگر از ناحيه زمين شما عبور كند و با غرش و رعد و برق باشد . - در شب با نم‌نم باران بر ما مىگذرد و تشنه را سيراب مىكند و بيمار را شفا مىدهد . - آن ابر شبانه سير مىكند و به آرامى لبخند مىزند مانند آب دهان تو كه بدل از آن است . - و گودال مرا باد شمال براى تكامل ايجاد كرد شايد براى درمانده باد خنكى باشد . - آيا در ميان سرگرمىها قلب من متهم است و آيا از اهل تهامه كسى در قافله هست كه برنگردد . - آيا سوزگدازى را كه در ميان پهلويم پنهان كرده‌ام تو را مغرور مىسازد . - خيال نكن كه فراموش كرده‌ام عهد و پيمان را ، ولى صبر من اى رميم نيكوست . - اعتماد من به دوستم است كه دوستيش را به خيانت تبديل نمىكند كه او را ملامت كنى . - اخلاق او به كارهاى نيكو و شايسته است و هرنيكو سرشتى زيباست . - افعال او سخنان راست او را آرايش مىدهد و هرسخنرانى نزد تو فعال نيست . - آنگاه كه زنان زيبارو در لباسهاى زيبا قامتشان به چپ و راست مايل مىشد چشم خود را مىبست . - پس در چشمان او نسبت به ديدن زنان كوتاهى و در احسان و مكرمت يد طولايى دارد . - آگاه باش ، قسم به عفتى كه آن را نيالوده و قسم به گلايه‌اى كه زايل‌كننده آن را از بين نبرده است . - هرآينه تو براى قلب من هرجا كه باشى خوشحالى است و گرامىترين افرادى هستى كه از او خواهش مىشود . - دورى تو آرزوى مرا كوتاه مىكند و اميد من به تو آرزوى مرا زنده نموده است . - آرزوى من به قرب شما موجب سربلندى من است همانگونه كه كشته‌اى در كربلا موجب سربلندى شد .