تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
دولتى بود . - صاحب امر و كسى كه درباره او تصريحى شده بود از حكومت الهى معزول گرديد . - او برادر پيامبر و بهترين جانشينان بود و كسى كه به پارسايى ضرب‌المثل بود . - مقدم در اسلام بود ، در حالى كه مردم مشغول پرستش لات و عزى بودند . - و منادى حق بعد از فرود آمدن آن و پس از سست شدن پايه‌هاى دين بود . - پارسايى بزرگوار و شير شرزه و شجاع بود ، آنگاه كه عهدشكنى كردند . - كسى كه در ميان گمراهان نادان زندگى نكرد و بتها را هرگز نپرستيد . - او را معاف داشتند و حال آنكه در كودكى سالم‌ترين آنها بود و بالاترين آنها در كهولت بود . - و اينكه او همواره داراى حلم و كرامت بود بدى را به خوبى تلافى مىكرد و آن را تحمل مىنمود . - تا آنكه از دنيا رفت و مظلوم بود و بعد از او به حسين ستم نمودند . - بعد از آنكه وعده يارى دادند و نامه‌ها به سويش نوشتند . - اى كاش دست خود را از رعايت ايشان نگه مىداشت و شترى از ايشان نزديك او نمىشد . قومى كه بازار نفاق به ايشان گرم بود و از سرشتشان تقلب و فريب دريافت مىشد . - قسم به خدا كه يك روز از خويشانش نبريد و به كسانى كه به او بدى كردند پيوست . - و آب فرات را بر او حرام كردند ، در حالى كه براى سگان راه باز بود . - و او را نگه‌داشتند در حالى كه زمين براى او از ايشان كه وعده يارى داده بودند تنگ شده بود . - تا وقتى كه جنگ در ميان ايشان از پايشان پرده برداشت و شعله‌هاى آن افروخته شد . - جوانان روشن‌ضميرى كه بزرگمنش بودند بر او پيشى گرفتند . - گويى براى خودشان از كندوها ، عسل مصفايى براى خود جمع كرده بودند . - در اين سبقت‌جويى لباس كامل را پوشيدند و از گناه خود را نگه‌داشتند .