دولتى بود .
- صاحب امر و كسى كه درباره او تصريحى شده بود از حكومت الهى معزول گرديد .
- او برادر پيامبر و بهترين جانشينان بود و كسى كه به پارسايى ضربالمثل بود .
- مقدم در اسلام بود ، در حالى كه مردم مشغول پرستش لات و عزى بودند .
- و منادى حق بعد از فرود آمدن آن و پس از سست شدن پايههاى دين بود .
- پارسايى بزرگوار و شير شرزه و شجاع بود ، آنگاه كه عهدشكنى كردند .
- كسى كه در ميان گمراهان نادان زندگى نكرد و بتها را هرگز نپرستيد .
- او را معاف داشتند و حال آنكه در كودكى سالمترين آنها بود و بالاترين آنها در كهولت بود .
- و اينكه او همواره داراى حلم و كرامت بود بدى را به خوبى تلافى مىكرد و آن را تحمل مىنمود .
- تا آنكه از دنيا رفت و مظلوم بود و بعد از او به حسين ستم نمودند .
- بعد از آنكه وعده يارى دادند و نامهها به سويش نوشتند .
- اى كاش دست خود را از رعايت ايشان نگه مىداشت و شترى از ايشان نزديك او نمىشد .
قومى كه بازار نفاق به ايشان گرم بود و از سرشتشان تقلب و فريب دريافت مىشد .
- قسم به خدا كه يك روز از خويشانش نبريد و به كسانى كه به او بدى كردند پيوست .
- و آب فرات را بر او حرام كردند ، در حالى كه براى سگان راه باز بود .
- و او را نگهداشتند در حالى كه زمين براى او از ايشان كه وعده يارى داده بودند تنگ شده بود .
- تا وقتى كه جنگ در ميان ايشان از پايشان پرده برداشت و شعلههاى آن افروخته شد .
- جوانان روشنضميرى كه بزرگمنش بودند بر او پيشى گرفتند .
- گويى براى خودشان از كندوها ، عسل مصفايى براى خود جمع كرده بودند .
- در اين سبقتجويى لباس كامل را پوشيدند و از گناه خود را نگهداشتند .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 517
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥١٧